University full of headaches

صبح شد
ویو ته
صبح پاشدم دیدم ماری تو بقلم خوابیده

ته: ماری صبح شده پاشو
ماری: ولم کن بزار بخوابممم
ته: مارییی
ماری:ها چته؟
ته:پاشو دیگه🥺
ماری:هوففففففف باشه
ته: خوب بریم دنبال بقیه؟
ماری:بریممم😁
ته:خب احتمالا تا الان برگشتن بریم سمت اردوگاه
ماری: اوکی
(رسیدن)
ته: هوففففففففف بالاخره رسیدیم
ماری: ارههه
کوک:شوما دیشب کجا بودین؟
ماری: گم شده بودیم
لاوین:مام باور کردم
تهیونگ: میخواید باور کنید میخواید نکنید
لاوین:کوک بیا (اروم)
کوک:بله؟(اروم)
لاوین:یه کاسه ای زیر نیم کاسس(اروم)
کوک:یعنی چی؟(اروم)
لاوین:میگم تهیونگ و ماری یه کاسه ای زیر نیم کاسشونه(اروم)
کوک:منم موافقم (اروم)
لاوین: چطوری بفهمیم؟(اروم)
کوک: یه نفشه دارم(اروم)
لاوین:اوکی(اروم)
@minseo_Kim
دیدگاه ها (۱)

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

THE DARK SHADOWS

دروغ شیرین:) پارت ۱۶.

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "49""ویو پارک جیمین"بعد از...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

✨🍂پارت5✨🍂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط