_1_My Lucifer

My Lucifer
Part:1
__________
-_ا/ت_-
صبح از با صدای اون آلارم فاکی (......) از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و کارای مربوطه رو انجام دادم بعد پنکیک درست کردم که دیدم گوشیم زنگ خورد آیو بود
ا/ت: سلام
آیو:سلامممم خوبییی
ا/ت:مرسیی تو خوبیی
آیو:مرسییی
آیو:ا/ت امروز تولدمه و تو باید بیای حتما اوکی؟
ا/ت:اوکی ساعت چند؟
آیو:ساعت۱۰اینجا باش
ا/ت:باشه
آیوی: خدافظ
ا/ت:بای

خب دگه باید از الان کارام رو بکنم تصمیم گرفتم که برم یکم خرید کنم رفتم یه لباس لش بایه شلوار پوشیدم رفتم گوشیم و گیف و سوییچ ماشینم رو برداشتم و رفتم سمت ماشینم وروشنش کردم و رفتم به یکی از بزرگترین پاساژ های کره
-_ویو ا/ت ساعت شیش_-
تقریباً همه کارهامو کرده بودم لباسمم که آماده بود الان باید یه حموم برم.................
دیدگاه ها (۳)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

My Boy❄

پارت ۴ (سرنوشت)

مافیای من

عشق بی پایان

p2 Only Patient

فیک تهیونگ

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط