{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔴 نیمه سایبری 🔵 :

🔴 نیمه سایبری 🔵 :
سر تا پاش خاکی بود. چشم‌هاش سرخ شده بود
گفتم حداقل یه غذایی بخور بعد نماز بخون.
سر سجاده ایستاد و گفت «من با عجله اومدم که نماز اول وقتم از دست نره»

🔵 @half_cyber 🔴
دیدگاه ها (۲)

⁦(⁠*⁠_⁠*⁠)⁩⁦teodan and leyca⁩⁦(⁠*⁠_⁠*⁠)⁩*4*اراس:پس توی سالن ...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

خون و عشق 🩸❤️ پارت چهارم لینو بعد از چند دقیقه از اون خیاب...

پارت ۱۹۵

★彡   Part 53 彡★ دوباره به سر کارم برگشتم و بعد از گشت گذار ک...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط