چه بیهوده اختراع شد

چه بیهوده اختراع شد
سَم، شکنجه، تیغ، چوبه ی دار...
وقتی یک خاطره می تواند
نفست را
بند بیاورد زمین گیرت کند
تو را به گریه بیندازد
خونت را به جوش بیاورد.

#A:Đ
دیدگاه ها (۶۵)

بعضی اسطوره‌ها فقط در زمین فوتبال نمی‌میرند؛آرام‌آرام از روز...

قسمت ۸(بخش دو)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

پارت ۱۳

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

سناریو🥂

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط