#یاامام_حسن

#یاامام_حسن

لحظه های سفرش دربغلش میگیرد

چادری را که بوی یاس معطر دارد

آرزوداشت نمی دید درآن کوچه تنگ

مادرش روی زمین لاله پرپر دارد
دیدگاه ها (۱)

روباه نما

رمان انفجار و امید

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

لبخندی که بوی آرامش می‌داد...تصویری از لبخند شهید مرتضی لاری...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 15مینهو پشت میز نشسته بود و به مدار...

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط