فیک : دایی ناتنی من

پارت ۲
که هاجون گفت × بیاین داخل
من و هایون هم رفتیم داخل که با یک خونه خیلی شیک رو به رو شدیم (آخه تاحالا این عمارت هاجون نیومدیم ) که هایون گفت ÷ وایسین به بادیگاردا بگم وسیله ها رو بیارن و من و اوبا سری تکون دادیم و هایون رفت ما هم رو کاناپه نشسیتیم و گرم و صحبت شدیم که هاجون گفت × جونگ کوک نظرت چیه برین تو اتاق تو و ا.ت صحبت کنین بلاخره هرچی نباشه تو دایی ا.ت ای
این صدا مخصوصا کلمه آخر تو مغزم اکو شد ( دایی )
که با صدای ا.ت به خودم اومدم و با لحنی سرد گفت
+ نه اوبا لازم نیست البته از نظر من اگه جناب جونگ کوک بخوان من مشکلی ندارم
- منم لازم نمی بینم × همین که گفتم بلاخره هم داییت و هم قراره تو یه خونه زندگی کنیم مگه نه عشقم #منظور هایون#
÷ منم همین طور فکر میکنم و من و ا.ت سری تکون دادیم و به سمت اتاق ا.ت رفتیم که وارد اتاق شدیم یک اتاقی با تم مشکی همون طور که از لحن و استایل سردش میشه گفت همچنین اتاقی بهش میاد
که ا.ت گفت+ اممم خب اتاقم خوشگله ؟
- اره خیلی عاشق رنگ مشکی اره؟ + اره خیلی
- منم همین طور + اوووو سلیقمون یکیه ها !
- اممم نظرت چیه با هم کنار بیایم ؟
+ منم همین فکر و میکنم ... بشین
نشستم رو کاناپه ای که کنار تختش بود که چشمم افتاد رو یک استند که روش جوایزی بود
- ام ا.ت اونا چین؟#اشاره به جوایزا#
+ اممم اونا جوایزن برای اینکه تو بوکس و تکواندو مقام اول آوردم - اووو منم هم بوکس کارم هم کاراته کار + اممم تو اینم هم سلیقیم
-هوم ( چه دختر کیوت و ناز و .. هست)


ا.ت ویو
# تا آخر کوک ویو #
( واو چه پسر خوبیه برعکس استایلش که سرده نه خودش آدم خوبیه هااا)
که با صدای کوک به خودم اومدم
- اممم چی میتونم صدات کنم؟
+ اممم من اسمم ا.ت میتونی ا.ت صدام کنی ..خب من چی می تونم صداتون کنم؟
- اممم خب اسمم جونگ کوک تو می تونی کوک صدام کنی و اینکه خوشم نمیاد رسمی صحبت کنم و تو هم نیازی نیست رسمی صحبت کنی..
+ اممم ... اوکی ..که با صدای در به خودمون اومدیم ......


تا پارت های بعد بای بای 👋🏻
تورو جدت گزارش نکن مسلمون 😂💔
دیدگاه ها (۱۹)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

تکپارتی جونگ کوک

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط