دوست پسر فیک من:)《P11》
بورآ:حالت خوبه ثورا
☆آره چرا همه اینو میپرسن ازم؟
بورآ:از رنگ صورتت که مثله کجه خبر داری؟
☆اه بسه دیگه حالمو بهم زدین همتون گم شین
بورآ:ولی...
☆خفه شو برو میخام تنها باشم
ویو ثورآ
از همشون دور شدم و رفتم کلاس که بعد چند دقیقه ای کلاس هم پر شد و استاد امد درسو که داد زنگ زده شد همه رفتن بیرون به جز فلیکس بورا و جیمین نگرانی از صورتشون مشخص بود ولی من اهمیت ندادم
و پاشدم که برم حالم اصلا خوب نبود سرم فوق گیج میرفت رفتم بیرون که جونگ مین جلومو گرف
ج.م:ثورآ باید حرف بزنیم
☆گمشو اونور
ج.م:چرا؟جون اون عوضی نیستم ها باید گوش کنی ثورا ببین...
ویو ثورآ
هد چقد حرف میزد بیشتر حالم بدتر میشد که نمیدونم چیشد یهو همه جام سیاهی...
ویو فلیکس
بدجوری نگران ثورآ بودم داشتم دیونه میشدم نتونستم بشینم کلاس پس رفتم بیرون دیدم جونگ مین داره با ثورآ حرف میزنه خواستم برم جلو به حرفاشون گوش کنم که دیدم ثورآ بی حال یهو افتاد زمین بدو بدو رفتم سمتش سرشو گذاشتم رو پام
♡ثورااا حالت خوبههه منو نگاه کن نخواب باشهههه تحمل کن
فلیکس زود ثورا رو براید استایل بغلش کرد و برد اتاق پزشک که متوجه خون تو دامنش شد فهمید که ثورآ پریود شده..
بورآ:فلیکس چیشده بهش؟(تازه رسیده)
♡نمیدونم تنها چیزی که میدونم الان پریود شده
کتشو از تنش خارج کرد و روی پای ثورآ کشید تا خون معلوم نشه پزشک امد تو ثورآ رو معاینه کرد سرم زد و ادامه داد:خانوم از خستگی بی هوش شده به زودی بهوش میاد نترسید (رفت بیرون)
♡بورآ میتونی همینجا صبر کنی میرم براش نوهر بهداشتی بگیرم..
بورآ:اره برو
فلیکس زد بیرون و از اولین فروشگاه نواربهداشتی رو گرفت و برگشت ثورآ هنوز به هوش نیومده بود
چند لحظه ای همین طوری ویران گذشت که ثورآ چشاشو باز کرد
☆آیییی
فلیکس و بورآ زود خودشونو رسوندن پای تخت
♡ثورآ حالت خوبه؟جایت درد میکنه؟
ثورآ اشکی از چشش پایین امد که گفت:فلیکس...شکمم
بورآ:ثورآ پریود شدی(آروم)
ثورآ پاشد نشست سرم تموم شده بود میخواست در آره که فلیکس مچ دستشو گرفت
♡وایسا دکتر بیاد
فلیکس رفت دکترو صدا زد دکتر امد سرمو در آورد و چسبی زد و گفت:خانوم ثورآ بهتره جایی تنها نمونی چون ممکنه دوباره بی هوش شی خوب؟
سرمو تکون دادم که دکتر گفت:الان میتونی بری(رفت بیرون)
☆الان من چطوری برم دستشوی اصلا نوار بهداشتی ندارم(با گریه)
فلیکس رفت جلو و گفت:مگه نگفتم دیگه این موروارید ها از اون چشمت پایین نمیاد و ثورآ رو براید استایل بغلش گرفت برد گذاشت دستشوی و گفت:بیا این نوار بهداشتی درو قفل نکن!
سری تکون دادم و رفتم تو درو قفل نکردم دامنم خونی شده بو کت فلیکس هم خونی شده بود دوباره زدم زیر گریه که فلیکس با نگرانی پشت در گفت:ثورآ چیزی شده حالت خوبه؟
☆فلیکس همه ما خونی...
♡فهمیدم همینجا صبر کن الان میام...
《چون کم نوشستم یه پارت دیگه امروز میذارم بای بای》
☆آره چرا همه اینو میپرسن ازم؟
بورآ:از رنگ صورتت که مثله کجه خبر داری؟
☆اه بسه دیگه حالمو بهم زدین همتون گم شین
بورآ:ولی...
☆خفه شو برو میخام تنها باشم
ویو ثورآ
از همشون دور شدم و رفتم کلاس که بعد چند دقیقه ای کلاس هم پر شد و استاد امد درسو که داد زنگ زده شد همه رفتن بیرون به جز فلیکس بورا و جیمین نگرانی از صورتشون مشخص بود ولی من اهمیت ندادم
و پاشدم که برم حالم اصلا خوب نبود سرم فوق گیج میرفت رفتم بیرون که جونگ مین جلومو گرف
ج.م:ثورآ باید حرف بزنیم
☆گمشو اونور
ج.م:چرا؟جون اون عوضی نیستم ها باید گوش کنی ثورا ببین...
ویو ثورآ
هد چقد حرف میزد بیشتر حالم بدتر میشد که نمیدونم چیشد یهو همه جام سیاهی...
ویو فلیکس
بدجوری نگران ثورآ بودم داشتم دیونه میشدم نتونستم بشینم کلاس پس رفتم بیرون دیدم جونگ مین داره با ثورآ حرف میزنه خواستم برم جلو به حرفاشون گوش کنم که دیدم ثورآ بی حال یهو افتاد زمین بدو بدو رفتم سمتش سرشو گذاشتم رو پام
♡ثورااا حالت خوبههه منو نگاه کن نخواب باشهههه تحمل کن
فلیکس زود ثورا رو براید استایل بغلش کرد و برد اتاق پزشک که متوجه خون تو دامنش شد فهمید که ثورآ پریود شده..
بورآ:فلیکس چیشده بهش؟(تازه رسیده)
♡نمیدونم تنها چیزی که میدونم الان پریود شده
کتشو از تنش خارج کرد و روی پای ثورآ کشید تا خون معلوم نشه پزشک امد تو ثورآ رو معاینه کرد سرم زد و ادامه داد:خانوم از خستگی بی هوش شده به زودی بهوش میاد نترسید (رفت بیرون)
♡بورآ میتونی همینجا صبر کنی میرم براش نوهر بهداشتی بگیرم..
بورآ:اره برو
فلیکس زد بیرون و از اولین فروشگاه نواربهداشتی رو گرفت و برگشت ثورآ هنوز به هوش نیومده بود
چند لحظه ای همین طوری ویران گذشت که ثورآ چشاشو باز کرد
☆آیییی
فلیکس و بورآ زود خودشونو رسوندن پای تخت
♡ثورآ حالت خوبه؟جایت درد میکنه؟
ثورآ اشکی از چشش پایین امد که گفت:فلیکس...شکمم
بورآ:ثورآ پریود شدی(آروم)
ثورآ پاشد نشست سرم تموم شده بود میخواست در آره که فلیکس مچ دستشو گرفت
♡وایسا دکتر بیاد
فلیکس رفت دکترو صدا زد دکتر امد سرمو در آورد و چسبی زد و گفت:خانوم ثورآ بهتره جایی تنها نمونی چون ممکنه دوباره بی هوش شی خوب؟
سرمو تکون دادم که دکتر گفت:الان میتونی بری(رفت بیرون)
☆الان من چطوری برم دستشوی اصلا نوار بهداشتی ندارم(با گریه)
فلیکس رفت جلو و گفت:مگه نگفتم دیگه این موروارید ها از اون چشمت پایین نمیاد و ثورآ رو براید استایل بغلش گرفت برد گذاشت دستشوی و گفت:بیا این نوار بهداشتی درو قفل نکن!
سری تکون دادم و رفتم تو درو قفل نکردم دامنم خونی شده بو کت فلیکس هم خونی شده بود دوباره زدم زیر گریه که فلیکس با نگرانی پشت در گفت:ثورآ چیزی شده حالت خوبه؟
☆فلیکس همه ما خونی...
♡فهمیدم همینجا صبر کن الان میام...
《چون کم نوشستم یه پارت دیگه امروز میذارم بای بای》
- ۱۹.۱k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط