سناریو:>

وقتی خوابن و موهاشونو رنگ میکنی😂
●●●●●●●
نامجون: ا.ت کرم داری؟ نه تو کرم داری؟ تو اصن کاری جز اذيت کردن من بلدی؟ حداقل یه رنگ دیگه میزدی میمونننن رفته برا من سبز لجنی خریده میزنه به موهام(ا.ت ب غلط خوردن افتاد😭😂)
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
جین: رپ کره ای کیم سوکجین تقدیم میکنددد🤌🏻😂
ا.ت: بخدا خریت کردم دودیقه نفس بگیررررر
جین :همچنان به سرعت نور غر زدن😂
⊙⊙⊙⊙⊙⊙⊙
شوگا:ا.ت  من فقط دودیقه خواستم چشم روهم بزارممم تو چرا کرمت فعال میشهههه
ا.ت: یاااا دودیقه نبود تو ۸ساعت خواب بودیییییی
¤¤¤¤¤¤¤¤
هوسوک: نکنه باز پیش جونگکوک بودی بهت یاد داد کرم بریزی؟ آخه پدصگ تو از کی تاحالا اختیار موهای منو داریییی
ا.ت: من بی تقصیرم تهکوک گفتن جیهوپو اذيت کن(چرا گردن اون دوتا میندازی کرم از خودتهههه)
هوسوک: آهای بی فانوساااا شما خجالت نمیکشین سر بچه به این مظلومی کلاه میزارین؟همین کم مونده بهش بگین وقتی هوسوک هیونگ خوابه بکشش🗿
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
جیمین : نه سلیقت بد نیس فقط بهتر نبود یه رنگ ملایم تر انتخاب میکردی؟ آخه عزیز من زردشبرنگی؟ خوبه دیگه الان از من بجای چراغ قوه استفاده میکنن قدم کم بود الان جونگ کوک به موهامم میخنده
~~~~~~~~~~~~~~~~~
تهیونگ: تو که بالاخره میخوابی مگه نه؟
(نصفه شب وقتی دوتاتون خوابین بیدار میشه دست و پاتو به تخت میبنده یه سطل آب یخ روت خالی میکنه و قلقلکت میده تا جونت دراد 😂)
تهیونگ: هرکی با کیم تهیونگ درافتاد به غلط خوردن افتاد!
■•□□•■□•■□•■□•■□•■□•■□
جونگ کوک: محو در افقِ پسرم*
ا.ت: الان قهری؟
جونگ کوک: نه دارم نقشه قتل تورو میکشم
ا.ت: ببخشید
جونگکوک: گگگگ تا خودت نیای این رنگو بشوری موهامو به حالت اول برگردونی باهات قهرم!
ا.ت: زیاد بدم نشدیا!
جونگکوک: تخم صگ من الان فرقی با یونتان ندارم! اصن حالا که اینطوره من میرم پیش یونگی هیونگ...تا ادب نشدی بر نمیگردم
ا.ت: خب بیا موهاتو بشورم خوب میشه
جونگکوک از تو حموم: پس الان دارم چه غلطی میکنم؟

هیچی دیگه این بحث تا ۲ ماه ادامه داشت🌚
----------------
خیلی چرت شد ولیییی اگه خوشتون اومد ......🥲💜
پ.ن: پارت بعدی فیک داره نوشته میشه✔
دیدگاه ها (۳)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط