{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم پر میزند برای نرمی دستان پینه بسته اش...

دلم پر میزند برای نرمی دستان پینه بسته اش...
شاید دلم بخواهد دوباره بشوم همان دخترکی که می دوید در پستوی خانه اش...
اما زمان متوفقم میکند و میگوید؛
(شاید کمی برای این کار دیر شده باشد)
#-کنجی-برای-تو🌱
#زر-نوشت(":
لایک و کامنت یادت نره!
دیدگاه ها (۰)

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹¹_بخش دوم_در کوپه را نیمه باز میگذارم که اگر ...

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

Twenty four

رمان جونگ کوک

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 10 | وقتی نبودنش فرق داشتصبح روز بعد، سوکجین ب...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط