{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدون اغراق، کدامیک از ما از صبر، به جز نالیدن و در آخر هم

بدون اغراق، کدامیک از ما از صبر، به جز نالیدن و در آخر هم بالیدن به خودمان چیز دیگری نصیبمان شده؟ دور می شویم از خودمان و نزدیک می شویم به خدا تا مبادا جدایمان کنند از رویاهای عجیب و غریب مان. اما در واقع معنی صبر را با هرچه بادا باد اشتباه گرفته ایم. می نشینیم روی صندلی راحتی، چشم هایمان را می بندیم و آخر سر هم می گوییم: خدایا.

نگران آینده ای هستیم که دوست داریم شبیه رویاهای رنگارنگ مان باشد. مدام برایش نقشه می کشیم اما دریغ از قدمی. از خدا توقع داریم اما از خودمان نه. اصلاً می خواهم با خودم حرف بزنم که مدام نگران نگرانی هایم هستم اما پای عمل که به میان می آید انگار نه انگار که من هم آرزو هایی داشتم. نگران فردا بودم. نه... قبول کن من آدم تنبلی نیستم فقط کمی انگیزه می خواهم برای حرکت به سمت فردا. یک نیرو که حتی به اجبار هم که شده مرا بکشاند به سمت روشنایی. باور کن. باور کن فقط همین را می خواهم. توقع زیادی که نیست، هست؟!
دیدگاه ها (۱)

نفس می کشم. صبح شروع می شود. آسمان می خندد و انگار اتفاق تاز...

شب های بلند، سرمای عجیب و حضورمان کنار همدیگر که مطمئنم پشتو...

سلام، صبح زیبایتان با یاد خدا، قرین هرچه خوبیست. شایسته بهتر...

باور می کنی آدم صد بار می تواند عاشق یک نفر و یک نفر می توان...

حقیقت پنهان پارت ۲ ویو بورام :به سمت اتاق تمرین می رویم و وا...

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁵ : پارت ...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❼قاعده‌ای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس ب...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط