وقتی جفتتون مافیا بودین
پارت یازدهم
@هومممم سوال خوبی بود ما....
یهویی در باز شد و درست چند ثانیه بعدش صدای شلیک اومد و بدن رئیس لی روی زمین افتاد وقتی به در نگاه کردیم باورمون نمیشد چی دیدیم اون کیم چائه وو بود با سر و صورت خونی و لباسی که روش خون پاشیده شده بود و با یه کلت روسی توی دستش داشت به جسد رئیس لی که روی زمین افتاده بود نگاه میکرد و کنی طول کشید تا هممون بفهمیم چیشده وقتی به خودمون اومدیم سونگ جه و چانگ سو افتادن روی بدن رئیس لی و سعی کردن باندش کنند منم فقط با تعجب نگاه میکردم
-چطور تونستی؟(روبه چائه وو)چطور تونستی عوضییی(با داد و بغض)
+وای بیخیال اونایی که اون پایین گذاشتی منو به قصد کشت میزدن رئیس(پوزخند)
ـــ پس نتونستن بکشند تاوان این کارو میدی(به سمت چائه وو حمله کرد
؟چائه وو فقط فرار کن
ـــ رئیس چا..
با مشتی که به صورتت خورد تقریبا تموم هوش و حواستو از دست دادی و دنیا دور سرت چرخید هان خواست دوباره بهت حمله کنه که جاخالی دادی و لگدی به پاش زدی اما این لگد باعث شد پای خودت که بشدت ضعیف شده بود آسیب ببینه
رئیس چا هم دادی زد که باعث شد تمام اون مکان ساکت بشه
؟بسس کنیدددد(عربده) هان جیسونگ گوش کن ببین چی میگم الان که رئیس ای مرده تو رئیس باند ردفلگی پس به جای اینکه وقتتو هدر بدی بیا اینجا و بگو چه معامله ای میخواستی باهام بکنی؟هرچی که باشه برای نجات جون چائه وو قبول میکنم
ـــ که اینطور سونگ جه چانگ سو
هان اشاره ای به زیر دستاش کرد سونگ جه و چانگ سو ام به سمت تویی که روی زمین به خاطر درد پات داشتی به خودت میپیچیدی اومدن و دستاتو گرفتن و بردنت توی دفتر رئیست و یه جای اتاق نشوندنت تا به مکالمه های اون دوتا گوش بدی
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چند پارتی
@هومممم سوال خوبی بود ما....
یهویی در باز شد و درست چند ثانیه بعدش صدای شلیک اومد و بدن رئیس لی روی زمین افتاد وقتی به در نگاه کردیم باورمون نمیشد چی دیدیم اون کیم چائه وو بود با سر و صورت خونی و لباسی که روش خون پاشیده شده بود و با یه کلت روسی توی دستش داشت به جسد رئیس لی که روی زمین افتاده بود نگاه میکرد و کنی طول کشید تا هممون بفهمیم چیشده وقتی به خودمون اومدیم سونگ جه و چانگ سو افتادن روی بدن رئیس لی و سعی کردن باندش کنند منم فقط با تعجب نگاه میکردم
-چطور تونستی؟(روبه چائه وو)چطور تونستی عوضییی(با داد و بغض)
+وای بیخیال اونایی که اون پایین گذاشتی منو به قصد کشت میزدن رئیس(پوزخند)
ـــ پس نتونستن بکشند تاوان این کارو میدی(به سمت چائه وو حمله کرد
؟چائه وو فقط فرار کن
ـــ رئیس چا..
با مشتی که به صورتت خورد تقریبا تموم هوش و حواستو از دست دادی و دنیا دور سرت چرخید هان خواست دوباره بهت حمله کنه که جاخالی دادی و لگدی به پاش زدی اما این لگد باعث شد پای خودت که بشدت ضعیف شده بود آسیب ببینه
رئیس چا هم دادی زد که باعث شد تمام اون مکان ساکت بشه
؟بسس کنیدددد(عربده) هان جیسونگ گوش کن ببین چی میگم الان که رئیس ای مرده تو رئیس باند ردفلگی پس به جای اینکه وقتتو هدر بدی بیا اینجا و بگو چه معامله ای میخواستی باهام بکنی؟هرچی که باشه برای نجات جون چائه وو قبول میکنم
ـــ که اینطور سونگ جه چانگ سو
هان اشاره ای به زیر دستاش کرد سونگ جه و چانگ سو ام به سمت تویی که روی زمین به خاطر درد پات داشتی به خودت میپیچیدی اومدن و دستاتو گرفتن و بردنت توی دفتر رئیست و یه جای اتاق نشوندنت تا به مکالمه های اون دوتا گوش بدی
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چند پارتی
- ۳۳.۷k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط