فیک کاچان 🌚🍷

فیک کاچان 🌚🍷
ぱrt18
ایچیگو ویو
دنیا دور سرم می چرخید. دستم رو به دیوار گرفتم تا نیفتم.
کاچان ویو
دویدم توی راهرو و هر دکتر، پرستاری دیدم زدم بهش و گفتم زندس! میفهمی؟؟ زندس!
شوتو یه لبخند به پهنای صورتش زده بود. یهو یادم افتاد به ایچیگو هیچی نگفتم و الان حتما نگران شده.(روحش هم خبردار نیس بنده خدا داره قبضه روح میشه)
زنگ زدم بهش تا فقط نگران نشه رسیدم خونه براش کل جریان رو تعریف کنم.
ایچیگو ویو
یهو دیدم صدای کاچان که یه بار ضبط کردم بودم پخش شد. صدای زنگ گوشیم بود. با هزاران امید برش داشتم و دیدم کاچانه. یه نفس راحت کشیدم.
ایچیگو: الو؟ کاچان خوبی؟ داشتم میمردم از استرس!
کاچان: گومن ایچی، جریانش طولانیه. بزارم بیام خونه تعریف کنم برات. الان کجایی؟
ایچیگو: دم اون کافه ام که پاتوقته!
کاچان: یااا تعقیبم کردی؟
ایچیگو: نه شوتو گف
کاچان: باشه همونجا بمون منو شوتو میایم اونجا یه چیزی بخوریم قندت نیفته. مهمون من!
ایچیگو: پارتی پارتی یححح بالاخره یکی مارو مهمون کرد
دیدگاه ها (۷)

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت ۱۹

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

رمان به دنبال هم...

#برادر ناتنی من

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط