رموش عينيها أجنحة فراشات.

رموش عينيها أجنحة فراشات.

«مژگان چشمانش، بالِ پروانه‌هاست...»

#چشمهایش😎
#عربیات


رنگ چشمات بارون رو به یادم میاره!
خندید و خودشم دست کشید رو چشماش
و گفتش : بارون مگه رنگ داره جانم؟
دست زدم زیر چونه و حواسمو غرق کردم
تو قرنیهِ چشماش:
نه نداره ، اما حس داره!
چشمات حس بارون رو داره؛
نگاشون که میکنم هم آروم میگیرم
هم دلم آشوب میشه ..
آروم میگیرم از بودنشون و آشوب میشم
از این همه آرامشی که اگه نباشی دیگه
هیچوقت نمیاد تو زندگیم؛
چشمات مثل بارون، یه حال
بدِ خوبو میریزه تو وجودم . . !♥️🔒-


#شور_شعر_عشق
#چشمهایش_اما_حکایتی_دارد
#ستاره_طـــــــــوری


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

ابلیس

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

وقتی دیر میای خونه (part2)رفتم طرف آشپزخونه بشقاب رو گذاشته ...

بهار بدون تو

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط