|•از یه جایی به بعد، دیگه بی تفاوت می‌شی به هرچیزی که هست

|•از یه جایی به بعد، دیگه بی تفاوت می‌شی به هرچیزی که هست و وجود داره،
پشت می‌ کنی به همه چی به دلواپسی‌‌ها و نگرانی ها و به غم ها و ناراحتی ها
به خودت میگی: "بیخیال! بالاخره یه چیزی میشه"...
ولی خب از یک جایی به بعد،
دلت جنگیدن نمیخواد،
رسیدن به اهداف سابقت رو نمیخواد،
داشتن نمیخواد!
فقط میخوای آروم باشی .
از نقش جنگنده ها و دونده‌ ها انصراف میدی،
دیگه عقب‌تر وایمیسی و فقط نگاه می‌کنی و میگذری .
دیگه از یه جایی به بعد،
میشینی یه کنار و تووی امن ترین نقطه ی زندگی‌ت،
خیره می‌شی به مسیرهای که دارن میگذرن و
توی کمال بیخیالی و آرامش،
قهوه‌ت رو مینوشی .•|☕💫
دیدگاه ها (۴)

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

ܢܚ... درخواستی𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 چی میشه اگر ا\ت توی بلولاک گم بشه؟!𓆩...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

شخصیت های ات آن تایتان به عنوان برادر

پارت ۲: سکوتِ پر از حرفنورِ ضعیف و خاکستریِ بعد از رعدوبرق، ...

هم‌سلولی خطرناک (part3)دختر یاد گرفته بود وقتی نگهبان با بی‌...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

فاصله یک لبخند تا جنون

Heir of Light and Darknesspart : 15تهیونگ از صبح ساکت شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط