فیک عشق رویایی پارت ۶
از زبان ا.ت:
همین طور تو شک بودم که یکی صدام کرد
برگشتم دیدم جیمینه
قشنگ دهنم باز مونده بود
از زبان جیمین:
رفتم یه سر به دختره بزنم دیدم بهوش اومده
صداش کردم اون تا وقتی منو دید دهنش باز موند و تو شک بود
منم همین طور تو شک بودم که این دختره چقد قشگله🥲
بهش سلام کردم
بعد چند ثانیه گفتم وای خدای من اون ایرانیه کره ای بلد نیست که🤦♂
از زبان ا.ت:
جیمین سلام کرد منم که همین جوری تو شک بودم
بعد دیدم داره میگه:وای خدای من این ایرانیه کره ای بلد نیست که
بعد منم خودمو جم و جور کردم و گفتم :
عام ولی من کره ای بلدم
جیمین گفت:عوو چه خوب(الان دارن کره ای حرف میزننا😂)
منم چیزی نگفتم فقط داشتم از خجالت آب میشدم😶
از زبان جیمین:
دختره گفت که کره ای بلده منم شکه شدم و گفتم عوو چه خوب
مثل این که دختره خجالت کشیده
وای خدا چقد کیوت شده بود
واییی چقد صدای قشنگی داره
همین طوری داشتم با خودم حرف میزدم که دیدم پاهای دختره داره میلرزه
میخواست بیوفته زمین که گرفتمش
یهو به خودم اومدم و گفتم وای حواست کجاست اون ایرانیه فورا ولش کردم
از زبان ا.ت:(داره کم کم عاشقانه میشه😂)
همین طوری به زمین زل زده بودم و داشتم آب میشدم
که دیدم جیمین زل زده بهم
یهو پاهام شل و میخواستم بیوفتم که جیمین اومد از دستم گرفت تا نیوفتم
و فورا ولم کرد
منم فهمیدم بخار اینه که یه ایرانیم
بهش گفتم:جیمین شی ؟
گفت:هوم؟
گفتم: بخاطر این که بهم دست زدی ناراحت نشو تو برام مثل برادرم میمونی
پس نگران نباش که ایرانیم منو یکی از خودتون بدون.
از زبان جیمین:
بعد از این که دختره گفت بخاطر این که دست شو گرفتم ناراحت نشم و من برای مثل برادرش میمونم
قشنگ شکه شدم
همین طوری بهم زل زدیم که یهو تهیونگ اومد و گفت:جیمین اینجایی همه جا رو دنبالت گشتم
که اونم چشمش افتاد به ا.ت که زل زده بهش
ویو ا.ت:
تهیونگ اومد و جیمین و صدا زد دیگه داشتم سکته میکردم
همین جوری بهش زل زده بودم که منو دید
ویو تهیونگ:
رفتم جیمین صدا زدم که دیدم دختره بهوش اومده
اون همون طوری بهم زل زده بود
میخواستم سلام کنم یهو یادم افتاد ایرانیه و چیزی نگفتم
بعد جیمین اومد در گوشم گفت که اون کره ای بلده
منم شکه شدم
خودمو جم و جور کردم و گفتم:سلام اسمت چیه؟
از زبان ا.ت: (من دارم خودمو میکشم نمیدونم الان شما در چه حالی هستید)
تهیونگ منو دید که بهش زل زدم میخواست یه چیزی بگه ولی ساکت موند و چیزی نگفت
بعد جیمین در گوشش یچی گفت و تهیونگم گفت:سلام.اسمت چیه؟
منم یکم مکث کردم و گفتم:سلام. اسم من ا.ت عه
گفت:حالت بهتره؟چرا آخر کنسرت جلو استیج از حال رفتی؟ (بچم چقد به فکر بقیس🥲)
گفتم:اوم الان خوبم.خوب.... خوب...
که گفت:خوبه که خوب شدی. اگه نمیخوای بگی نیاز نسیت...
همین طور تو شک بودم که یکی صدام کرد
برگشتم دیدم جیمینه
قشنگ دهنم باز مونده بود
از زبان جیمین:
رفتم یه سر به دختره بزنم دیدم بهوش اومده
صداش کردم اون تا وقتی منو دید دهنش باز موند و تو شک بود
منم همین طور تو شک بودم که این دختره چقد قشگله🥲
بهش سلام کردم
بعد چند ثانیه گفتم وای خدای من اون ایرانیه کره ای بلد نیست که🤦♂
از زبان ا.ت:
جیمین سلام کرد منم که همین جوری تو شک بودم
بعد دیدم داره میگه:وای خدای من این ایرانیه کره ای بلد نیست که
بعد منم خودمو جم و جور کردم و گفتم :
عام ولی من کره ای بلدم
جیمین گفت:عوو چه خوب(الان دارن کره ای حرف میزننا😂)
منم چیزی نگفتم فقط داشتم از خجالت آب میشدم😶
از زبان جیمین:
دختره گفت که کره ای بلده منم شکه شدم و گفتم عوو چه خوب
مثل این که دختره خجالت کشیده
وای خدا چقد کیوت شده بود
واییی چقد صدای قشنگی داره
همین طوری داشتم با خودم حرف میزدم که دیدم پاهای دختره داره میلرزه
میخواست بیوفته زمین که گرفتمش
یهو به خودم اومدم و گفتم وای حواست کجاست اون ایرانیه فورا ولش کردم
از زبان ا.ت:(داره کم کم عاشقانه میشه😂)
همین طوری به زمین زل زده بودم و داشتم آب میشدم
که دیدم جیمین زل زده بهم
یهو پاهام شل و میخواستم بیوفتم که جیمین اومد از دستم گرفت تا نیوفتم
و فورا ولم کرد
منم فهمیدم بخار اینه که یه ایرانیم
بهش گفتم:جیمین شی ؟
گفت:هوم؟
گفتم: بخاطر این که بهم دست زدی ناراحت نشو تو برام مثل برادرم میمونی
پس نگران نباش که ایرانیم منو یکی از خودتون بدون.
از زبان جیمین:
بعد از این که دختره گفت بخاطر این که دست شو گرفتم ناراحت نشم و من برای مثل برادرش میمونم
قشنگ شکه شدم
همین طوری بهم زل زدیم که یهو تهیونگ اومد و گفت:جیمین اینجایی همه جا رو دنبالت گشتم
که اونم چشمش افتاد به ا.ت که زل زده بهش
ویو ا.ت:
تهیونگ اومد و جیمین و صدا زد دیگه داشتم سکته میکردم
همین جوری بهش زل زده بودم که منو دید
ویو تهیونگ:
رفتم جیمین صدا زدم که دیدم دختره بهوش اومده
اون همون طوری بهم زل زده بود
میخواستم سلام کنم یهو یادم افتاد ایرانیه و چیزی نگفتم
بعد جیمین اومد در گوشم گفت که اون کره ای بلده
منم شکه شدم
خودمو جم و جور کردم و گفتم:سلام اسمت چیه؟
از زبان ا.ت: (من دارم خودمو میکشم نمیدونم الان شما در چه حالی هستید)
تهیونگ منو دید که بهش زل زدم میخواست یه چیزی بگه ولی ساکت موند و چیزی نگفت
بعد جیمین در گوشش یچی گفت و تهیونگم گفت:سلام.اسمت چیه؟
منم یکم مکث کردم و گفتم:سلام. اسم من ا.ت عه
گفت:حالت بهتره؟چرا آخر کنسرت جلو استیج از حال رفتی؟ (بچم چقد به فکر بقیس🥲)
گفتم:اوم الان خوبم.خوب.... خوب...
که گفت:خوبه که خوب شدی. اگه نمیخوای بگی نیاز نسیت...
- ۴.۸k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط