رویایی واقعی اما مانند دروغ...

پارت پنجم

پانسی:دختر تو واقعا احمقی خودت رو داری با درس خفه می‌کنی یه کم به خودت برس خوش بگذرون
ملورین:خودت می‌دونی که من اصلا اهل این کارها نیستم
پانسی:باشه قبول نکن و لجباز باش
ملورین:فعلااا
پانسی:فعلا
از پانسی دور میشم و به‌سمت خوابگاه میرم
به خوابگاه میرسم لباسم رو عوض میکنم تیشرت مشکیم رو با شلوار صورتیم میپوشم و ر‌وی تخت میوفتم .


متیو(تمام این حرف ها و اتفاق ها از دید متیو اتفاق میوفته ):
با تام قدم میزدیم و آروم از کلاس خارج میشدم که یه دفترچه پیدا کردم
متیو:هی تام این رو ببین من نمیتونم اسم روش رو بخونم
تام:احمق این زبان ساده است فقط با خط باستانی نوشته شده کمتر کسی از این خط خبر داره
متیو:آقای عقل کل روش رو بخون تو که بلدی
تام:نوشته ملورین نایت فال
متیو:ملورین...نایت فال..بنظر آشنا میاد تو کسی رو با این اسم میشناسی؟
تام:فکر کنم این مال همون دختری هست که امروز کنار من نشست
متیو:همون دختر دست و پاچلفتی؟
(دوستان من نمیدونم درست نوشتم دستپاچلفتی یا نه به بزرگی خودتون ببخشید)
تام :دستپاچلفتی؟تو قبلا باهاش برخورد کردی؟
متیو:آره قبل کلاس انقدر سریع به کلاس میومد که افتاد روی من
تام:خنده داره
متیو:آره...خوب بنظرم دفترچه رو باز کن کنجکاو شدم بدونم داخلش چی نوشته
تام:باشه (با یه پوزخند جذاب)
متیو :داخلش نوشته "دفترچه یادداشت ملورین نایت فال اگر اصیل زاده نیستید بهتر است از این دفترچه یاداشت دوری کنید . برای برگرداندن دفترچه به سیاه چال یا اتاق.....................(آدرس اتاق خیلی مهم نیست)بیاید"

حمایت کنیددد لطفاااا!!!
برای پارت بعدی :
۵لایک
۵کامنت

#پسرای_اسلیترین
#آهنگ
#سناریو
#بی_تی_اس
#ری_اکشن
#موزیک
#بلک_پینک
#استرنجر_تینگز
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

متیو و دختری از جنس دریا p3

رمان : یک قدم تا توپارت ۳:تایم شام تموم شد. همه اسلترینی ها ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

بعد مدت ها پارت ۱۷ فیک: ببخشید من چه کسی هستم 💖💖

/عشق فراموش شده/{p6} ...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

پارت ۳۶

زیبای کوچک فریبکار

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

پارت هفتم: نامی روی تیغه. صبح هنوز نرسیده بود که جونگکوک روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط