#بد_بوی

#بد_بوی
#پارت_۱۰

حیمسون غیبش زده
خیس عرقم
سرم گیج میره
صدای نفس هام رو فقط می‌شنوم صدای اهنگ مبهمه
خودم رو تو دستشویی پیدا میکنم
دارم اب میزنم به صورتم
دستام میلرزه
نفس بکش
الینا نفس بکش
یه نفر میاد تو دستشویی
دستشو میزاره رو شونم
یه خانمه
احوالم رو میپرسه
نگرانمه
صداش تو سرم تکرار میشه
صداش خیلی مبهمه
نمیتونم نفس بکشم

اصلا نمیدونم کی از حال میرم که وقتی به هوش میام
همه دور و برم رو گرفتن
نگران
اما
جیمسون نیست
کجاست؟
چرا نیست

یه نفر کنارم میگه دخترم خوبی؟

_بله من خوبم

اروم بلند میشم
و سریع بدون هیچ حرفی دیگه ای و با چهره های نگران بقیه از اونجا میزنم بیرون
میخوام به جیمسون زنگ بزنم اما پشیمون میشم
تو این شرایط من رو تنها گزاشت معلوم نیست کدوم گوریه
بره به جهنم
گوشیم رو از تو جیبم در میارم و اسنپ میگیرم
کاش ماشینم اینجا بود

یه راست میرم خونه

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۲۰ تا
دیدگاه ها (۱۳)

فرض کن: خونه تنها هستی خانوادت رفتن روستا پیش فامیل و تو هنو...

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

‏🦙 [۱۹:۴۵ به وقت چین]یه چیزی شبیه ولاگ خراب‌شده دارم، دوست د...

پارت ۴۳

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

[•] عمارت عشق [•]Part: ²¹تو راهروی مدرسه راه میرفت، دنبال خی...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 019"""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط