{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دختره آشنا شدم بعده کلی صحبت

با دختره آشنا شدم بعده کلی صحبت

گفتم کی ببینمت؟

گفت:بهم زنگ بزن خبر میدم

گفتم:من ک شمارتو ندارم!!!!!

گفت:خوب باشه من بهت زنگ میزنم

گفتم:مگه تو شمارمو داری؟

گفت:نه

گفتم:پس چجوری میخوای بزنگی

گفت :شب شمارتو واسم اس ام کن...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الان چن شبه خوابه زامبی میبینم

نمیدونم هدف خدا از آفرینش خلقت

چی بوده
دیدگاه ها (۵)

part ۷

جونگ کوک دوست پسرمون هست و قلدر مدرسه که همه ازش میترسن حتی ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط