قسمت سی شیش رمان آدازه زیره آب
قسمت سی شیش رمان آدازه زیره آب
خیلی دیه اعصابمو خورد کرده بود..یه مشته محکم زوم تو صورتش..از کنار افتاد..گوشه لبش کنده شده بود و جای دستم ک خونی بود رو صورتش بود..
-ببخشید کیا..حواسم نبود یهو عصبانیم کردی!
یه جوری نگام کرد..و با دستش زد به لبش که ببینه خون میاد یا نه..
-تو حیوونی کیارششش..واسه همین درنا با من ازدواج کرد نه حیوونی مثه تو..تو لیاقت نداری کسی پیشت بشینه به حرفات گوش کنه.. درنا حق داشت به جای تو به من اجازه بده تنشو ببینم..چون تو عادم نیستی..بی ارزشی واسه همه..
میخواستم جوابشو بدم ولی بغضه گلومو گرفته بود..اگه حرف میزدم گریم میگرفت..من جلو کسی که همه رو به من ترجیح داده چی گفتم؟ من به کسی که پیشش انقد بی ارزشم گفتم به خاطرت گریه میکنم؟
یهو بلند شد کلیدو از تو جیبش درآورد درو باز کرد و رفت بیرون..عه من چ خنگیم اینکه اصن کلیدو پرت نکرده بود..اشکام تند تند ریختن..من هی پاکشون میکردم اما باز میریختن..سریع درو قفل کردم..و دوتا شقیقمو اونقد با دستام محکم فشار دادم که چشام تار دید..من حیوونم..واسه همین درنا کیا رو ب من ترجیح داد..گف که...تن..تنشو..یهو زدم زیره گریه..این دیه آخره جنونم بود...با دسته راستم یه مشت زدم تو شیشه ی پنجره..من حیووونم..با دسته چپمم به مشت زدم تو پنجره ی اینوری..دستام آتیش گرفته بودن..نگاشون کردم..خیلی داشتن خون میومدن..مهمونا نمیدونم کجا رفته بودن فقط میدونستم رفته بودن..نشستم پایینه پنجره..فقط داشتم جلو گریمو میگرفتم..یکی دستگیره ی درو تکون داد و دید باز نمیشه گف
-چی شکست؟
بابام بود..
-در چرا قفل کردی؟
یهو کیانوش بهش گفت
-بابا..من حرفای خوبی بهش نزدم اینم از پیشه درنا میومد اعصابش خورد بود یه وقط شیشه رو نشکونده باشه رگشو بزنه؟
مامانمم گف
-وای خاک به سرم..
چرا به فکره خودم نرسید؟ من که حیوونم چه اهمیتی داره؟
بابام و کیارشم درگیر بودن که درو باز کنن..
-کیارش..درو باز کن..کیااا..دیوونه نشیا!
-به خدا اگه خودکشی کنی حلالت نمیکنم..
-آرش..باز کو داداشی من متاسفم..نباید اینجور بهت میگفتم...
آرششش..تو خیلیم واسه هممون با ارزشی..باز کو لعنتیو!
یه تیکه شیشه برداشتم و با دسته راستم رو دسته چپم کشیدم..اولیش واسه داداشه ماهم که بهم ماهیتمو فهموند..دومیش واسه درنا که جلوش از حیوونم بی ارزش تر شدم..سومیه هم واسه مامان ک سه ماهه تمام بهم گف حیوون که به ناموسه داداشش دس درازی کردی
خیلی دیه اعصابمو خورد کرده بود..یه مشته محکم زوم تو صورتش..از کنار افتاد..گوشه لبش کنده شده بود و جای دستم ک خونی بود رو صورتش بود..
-ببخشید کیا..حواسم نبود یهو عصبانیم کردی!
یه جوری نگام کرد..و با دستش زد به لبش که ببینه خون میاد یا نه..
-تو حیوونی کیارششش..واسه همین درنا با من ازدواج کرد نه حیوونی مثه تو..تو لیاقت نداری کسی پیشت بشینه به حرفات گوش کنه.. درنا حق داشت به جای تو به من اجازه بده تنشو ببینم..چون تو عادم نیستی..بی ارزشی واسه همه..
میخواستم جوابشو بدم ولی بغضه گلومو گرفته بود..اگه حرف میزدم گریم میگرفت..من جلو کسی که همه رو به من ترجیح داده چی گفتم؟ من به کسی که پیشش انقد بی ارزشم گفتم به خاطرت گریه میکنم؟
یهو بلند شد کلیدو از تو جیبش درآورد درو باز کرد و رفت بیرون..عه من چ خنگیم اینکه اصن کلیدو پرت نکرده بود..اشکام تند تند ریختن..من هی پاکشون میکردم اما باز میریختن..سریع درو قفل کردم..و دوتا شقیقمو اونقد با دستام محکم فشار دادم که چشام تار دید..من حیوونم..واسه همین درنا کیا رو ب من ترجیح داد..گف که...تن..تنشو..یهو زدم زیره گریه..این دیه آخره جنونم بود...با دسته راستم یه مشت زدم تو شیشه ی پنجره..من حیووونم..با دسته چپمم به مشت زدم تو پنجره ی اینوری..دستام آتیش گرفته بودن..نگاشون کردم..خیلی داشتن خون میومدن..مهمونا نمیدونم کجا رفته بودن فقط میدونستم رفته بودن..نشستم پایینه پنجره..فقط داشتم جلو گریمو میگرفتم..یکی دستگیره ی درو تکون داد و دید باز نمیشه گف
-چی شکست؟
بابام بود..
-در چرا قفل کردی؟
یهو کیانوش بهش گفت
-بابا..من حرفای خوبی بهش نزدم اینم از پیشه درنا میومد اعصابش خورد بود یه وقط شیشه رو نشکونده باشه رگشو بزنه؟
مامانمم گف
-وای خاک به سرم..
چرا به فکره خودم نرسید؟ من که حیوونم چه اهمیتی داره؟
بابام و کیارشم درگیر بودن که درو باز کنن..
-کیارش..درو باز کن..کیااا..دیوونه نشیا!
-به خدا اگه خودکشی کنی حلالت نمیکنم..
-آرش..باز کو داداشی من متاسفم..نباید اینجور بهت میگفتم...
آرششش..تو خیلیم واسه هممون با ارزشی..باز کو لعنتیو!
یه تیکه شیشه برداشتم و با دسته راستم رو دسته چپم کشیدم..اولیش واسه داداشه ماهم که بهم ماهیتمو فهموند..دومیش واسه درنا که جلوش از حیوونم بی ارزش تر شدم..سومیه هم واسه مامان ک سه ماهه تمام بهم گف حیوون که به ناموسه داداشش دس درازی کردی
- ۴.۱k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط