Dark life 🌚🌝
پارت بیست و دوم رمان Dark life 🌚🌝
شوگا :گفتم ک نمیشه داد نزن
ک ی دفعه شوگا با ی ماشین تصادف کرد رفت پایین داشت با راننده اون ماشین دعوا میکرد اصلا به من اهمیت نمیداد ک میگفتم دعوا نکن ک ی دفعه راننده همون ماشین انقد اعصبی بود ک قفل فرمون ماشینش اورد بیرون پرت کرد به سمت ماشین ما تا دیدم داره برخورد میکنه به شیشه کیفمو جلوم گرفتم خیلی میترسیدم برخورد کنه بهم ولی خدا رو شکر به سمت جای ک راننده های میشنه رفت ک اونجا شوگا میشست و خب شوگا پیاده شده بود ولی شیشه جلو ماشین کاملا شکست وقتی با کیف جلو صورتم گرفته بودم ک زخمی نشم یکی از شیشه ها به دستم خورد و زخم شد خیلی درد میکرد فک کنم شیشه تو دستم رفته بودم ک دیدم شوگا اومدم درو باز کرد بقلم کرد گذاشت رو ویلچر بعد زنگ زد به پلیس پلیس اومد چو اون مرده با قفل فرمون زده بود شیشه اورده بود پایین میتونستیم ازش شکایت کنیم بیوفته زندان بعدشم ماشین فقط چراغش شکسته بود ک شوگا به پلیس گفت ک ازش شکایت داره
ا/ت:شوگا ولش کن شکایت نکن تو ک اینجوری نبودی
شوگا:اگ قفل فرمون برخورد میکرد به سرت بعد اتفاقی برات میوفتاد من چیکا میکردم
ا/ت:حالا ک برخورد نکرده
پلیس:اقا شکایت داری یا نداری
شوگا:دارم
ا/ت:نه اقا نداره شما برید
پلیس رفت سوار ماشینش شد و رفت
شوگا:چرا گفتی نه
ا/ت:انقد سوال نپرس
شوگا:چرا دستت زخمی شده 🥺 چی شده
ا/ت:هیچی فک کنم شیشه رفته تو دستم همین
شوگا:🥺گفتم بزار شکایت کنم حالا میبرمت دکتر اون شیشه رو از دستت درار
ا/ت:باشه فقط ماشین ک شیشه ندارم :|
شوگا:پیاده میریم
ا/ت:اها خسته نمیشی؟ میخوای خودم ویلچر راه میبرم نمیخواد تو کمکم کنی
شوگا:نه دستت زخمیه
ا/ت:امیدوارم شوهرمم شدی اینجوری باشی همیشه😂
شوگا:حالا بریم
رفتم خوبه ی بیمارستان نزدیک بود رفتم داخل شیشه رو از دستم دراوردن بعد دستم باند بستن
شوگا :حالت خوبه؟ بیا این ابمیوه رو بخور ی ذره جون بگیری
ا/ت:اره خوبم، بابا چیزی نشده رفتی ابمیوه خریدی ک
شوگا:حالا بخور
ا/ت:باش مرسی
شوگا ی سوال دارم
شوگا:جونم بپرس
ا/ت:میشه بریم پیش تهیونگ اونجوری میمیره ها
شوگا:چو تو میخوای باشه
ا/ت:ممنون.......
پایان پارت بیست و دوم ✨
اصکی ممنوع🚫
نویسنده :YOOA
فالو کنید.
شوگا :گفتم ک نمیشه داد نزن
ک ی دفعه شوگا با ی ماشین تصادف کرد رفت پایین داشت با راننده اون ماشین دعوا میکرد اصلا به من اهمیت نمیداد ک میگفتم دعوا نکن ک ی دفعه راننده همون ماشین انقد اعصبی بود ک قفل فرمون ماشینش اورد بیرون پرت کرد به سمت ماشین ما تا دیدم داره برخورد میکنه به شیشه کیفمو جلوم گرفتم خیلی میترسیدم برخورد کنه بهم ولی خدا رو شکر به سمت جای ک راننده های میشنه رفت ک اونجا شوگا میشست و خب شوگا پیاده شده بود ولی شیشه جلو ماشین کاملا شکست وقتی با کیف جلو صورتم گرفته بودم ک زخمی نشم یکی از شیشه ها به دستم خورد و زخم شد خیلی درد میکرد فک کنم شیشه تو دستم رفته بودم ک دیدم شوگا اومدم درو باز کرد بقلم کرد گذاشت رو ویلچر بعد زنگ زد به پلیس پلیس اومد چو اون مرده با قفل فرمون زده بود شیشه اورده بود پایین میتونستیم ازش شکایت کنیم بیوفته زندان بعدشم ماشین فقط چراغش شکسته بود ک شوگا به پلیس گفت ک ازش شکایت داره
ا/ت:شوگا ولش کن شکایت نکن تو ک اینجوری نبودی
شوگا:اگ قفل فرمون برخورد میکرد به سرت بعد اتفاقی برات میوفتاد من چیکا میکردم
ا/ت:حالا ک برخورد نکرده
پلیس:اقا شکایت داری یا نداری
شوگا:دارم
ا/ت:نه اقا نداره شما برید
پلیس رفت سوار ماشینش شد و رفت
شوگا:چرا گفتی نه
ا/ت:انقد سوال نپرس
شوگا:چرا دستت زخمی شده 🥺 چی شده
ا/ت:هیچی فک کنم شیشه رفته تو دستم همین
شوگا:🥺گفتم بزار شکایت کنم حالا میبرمت دکتر اون شیشه رو از دستت درار
ا/ت:باشه فقط ماشین ک شیشه ندارم :|
شوگا:پیاده میریم
ا/ت:اها خسته نمیشی؟ میخوای خودم ویلچر راه میبرم نمیخواد تو کمکم کنی
شوگا:نه دستت زخمیه
ا/ت:امیدوارم شوهرمم شدی اینجوری باشی همیشه😂
شوگا:حالا بریم
رفتم خوبه ی بیمارستان نزدیک بود رفتم داخل شیشه رو از دستم دراوردن بعد دستم باند بستن
شوگا :حالت خوبه؟ بیا این ابمیوه رو بخور ی ذره جون بگیری
ا/ت:اره خوبم، بابا چیزی نشده رفتی ابمیوه خریدی ک
شوگا:حالا بخور
ا/ت:باش مرسی
شوگا ی سوال دارم
شوگا:جونم بپرس
ا/ت:میشه بریم پیش تهیونگ اونجوری میمیره ها
شوگا:چو تو میخوای باشه
ا/ت:ممنون.......
پایان پارت بیست و دوم ✨
اصکی ممنوع🚫
نویسنده :YOOA
فالو کنید.
- ۱۵.۵k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط