قهوه ی سرد آقای نویسنده!

قهوه ی سرد آقای نویسنده!
کتابی که وجب به وجب شهر رو دنبالش گشتم و همش با جمله ی "همین پیش پای شما تموم شد" رو به رو می شدم یا با جمله "کتاب فروشی فلان رو بگردی داره" !
بعد چند ماه که با کلی خون دل خوردن بالاخره اینترنتی خریدمش و بماند رسیدنش به دستم هم چه مکافاتی بود!
کتابی که هر چند صفحه باید چشمتو از رو نوشته ها بر داری و یه چند تا پلک بزنی تا باورت بشه تو دنیای واقعیتی نه توی خط به خط کتاب...
کتابی که بعد تموم شدنش تا چند لحظه توی حس خلسه ی بدی قرار گرفته بودم و یکم طول کشید از حس شیرینی به تلخی زهرش بیام بیرون...!
واقعا این کتاب ارزش هزار بار خوندن و خریدن داره!💛
پیشنهاد میشه حتما تهیه اش کنید.
دیدگاه ها (۳۷)

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

1|پارت یک

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

مافیای من

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p95هوای داخل ساختمان متروک بوی رطوبت و آ...

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

پارت سوم---**پارت سوم: بازی با آتش**لیها با تمامِ توانش تکون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط