کاش هیچوقت عاشق کیپاپ نمیشدم

با مادرم اختلاف شدیدی پیدا کردم.علاقه ام هم اول نسبت به مثلا یه نفر بود.هی کم کم زیاد شد گروه های مختلف رو دنبال میکردم همش دوست داشتن های مختلف رو تجربه میکردم.خلاصه که یک فاجعه ی وصف ناپذیر.
فقط خودم میدونستم تو چه جهنمی گیر کردم.اختلال اضطرابیم هم باعث شده بود کنترلی روی افکار و احساساتم نداشتم.
زمان گذشت.یادم نیست کی و کجا ولی شیطان انگار توی گوشم زمزمه کرد،دلیل اینکه تو این همه بدبخت شدی مامانته. دلیل اختلال اضطرابیت مامانته .مامانت تورو بدبخت کرد.یادت نیست فلان جا چه برخوردی باهات داشت
یادت نیست تو چقدر دوسش داشتی و اون باهات چیکار کرد؟
خب هرکاری یه موقع هایی عصبانی میشه.منم مادرم برام نماد پاکی بود.دلم میخواست در مقابل اون یه دختر خوب و پاک باشم.وقتی نبودم،اون عصبی ميشد.
طبیعی هم بود.
شیطان به من کاملا القا کرد ‌ه دلیل اختلال اضطرابیت مامانته.با دلیل های عجیب و غریب منو قانع می‌کرد.اونموقع کاملا قانع شدم دلیل همه ی مشکلاتم مامانمه.در حالی که الان که دارم اینو مینویسم ، اصلا چیزی که اونموقع باور داشتم رو دیگه باور ندارم.
کم کم کنکوری شدم و قرار شد برای کنکور درس بخونم.بله.فاجعه تازه شروع شد!
کافی بود یه بحث کوچیکی بین منو مامانم اتفاق بیوفته.اون بحث تبدیل ميشد به بزرگترین و وحشتناک ترین بحث قرن.حرف هایی به مامانم میزدم که باورم نمیشد اینا از دهن من داره درمیاد.این یه جهنم جدید بود.موقع عصبانیت کنترل خودمو از دست میدادم و بدترین رفتارهایی که ميشد رو نشون میدادم.
و بعد از ده دقیقه یه عذاب وجدان شدیدا آزار دهنده ای میومد سراغم.
من که عاشق مامانم بودم!من که جونم براس درمیومد.منی که وقتی دلم براش تنگ ميشد تو مدرسه واقعا بغض میکردم.من دیوانه وار عاشق مامانم بودم.بزرگ ترین نعمت زندگی من بود .وقتی بچه بودم شبا بدون اینکه دستشو بگیرم خوابم نمی‌برد.عاشقش بودم
#کیپاپ
#فندوم
#فن
#آرمی
#بلینک
#اکسو_ال
#انسیتی
#توایس
دیدگاه ها (۱۸)

تو دلت یه روز برام تنگ میشه.برای زنگ زدنم، برای پیام دادنم، ...

داستان ویدیو :مو صورتیه اگنس و اون یکی هم اسمش مونا هست و خب...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:85اومد جلو...دستامو گرفت...-س...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

the end-part 2

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

پارت ۳۴

زندگیه من به عنوانه یه تک فرزند اونم دوختر به روایته تصویر😁😁...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط