{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:35

((زخم های رقم خورده))

ویو رزا

+صبح از خواب بیدار شدم دیشب خوابم نمیرفت خیلی راجب این موضوع فک کردم باید با تهیونگ حرف بزنم اینجوری نمیشه.

صدای ویبره رفتن موبایلم اعصابمو خورد کرد وارد پیام ها شدم اولین چیزی که توجهمو جلب کرد پیام مامانم بود.

(رزا قول دادی رسیدی زنگ بزنی الان خیلی وقته گذشته اما هنوز خبری ازت نیست دختر نگرانم داری میکنی )

+از نگرانی مامانم خنده ای کردم و سریع نوشتم.

(مامان من حالم خوبه نقشه هم داره عملی میشه نگران هیچ نباش و گرنه صورتت چروک میوفته ها🙂‍↕️)

+مامانم هم انگار که پیاممو زود سین زده بود گفت.

(دختره پرو من همه جوره زیبام😔)

+ای خدا اول صبحی شروع شد.

(بله مادر مگه شک داری با همین زیباییت تونستی بابامو اغواکنی😂)

(خیله خب بسه دیگه اول صبحی برو به کارت برس تونستی یه زنگ هم براما بزن اگه زحمتی برات نداره و گرنه منو بابا لنگ درازت از نگرانی میمیریم)

*چشم مامان فعلا💜😂)


+پیام بعدی رو که نگاه کردم از فرد ناشناسی بود کمی نگران شدم یعنی این همون جئونه؟

(در جایی هستم که قابل دیدن نیست ولی از رگ گردن هم بهت نزدیک ترم پرنسسم مراقب رفتارت باش)

+این پیام ها...

دیدارهای برنامه ریزی شده..

لقب های عاشقانه....

باعث میشد بیشتر از قبل دلشوره ای داشته باشم.

یکی یکی پرده های پنجره هارو بستم ...

+من باید زودتر بفهمم تو کی هستی عوضی ..
خواستم بهش پیام بدم... اما سوال منطقی به ذهنم نمیرسد پس فقط بلاکش کردم تا شاید دیگه نتونه بهم پیام بده البته امیدارم چون به این سادگیا هم نیست.....



ادامه دارد......

کامنت نمیذارید🫠🫠
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

محو زیبایی او پارت ۴۲ویو ته رزا داشت به اون دوتا که پایین دا...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت یازدهم| ویلاپارک لاراداشتیم صحبت میکردیم که رُزا صدامون...

My idol

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸²رزا سر تکون داد و گفت:اون کای بود برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط