painful love part 61

دو هفته گذشت خبری از جیمین نبود یعنی من براش مهم نبودم؟؟
شکمم کمی بزرگ شده بود الان یک ماه و نیمه هست خیلی میخوام زود بگذره تا بتونم کوچولومو ببینم
(۳ماه بعد)
تو اتاقم رو تخت دراز کشیده بودم چندروزه که پشت سر هم گریه میکنم از یه طرف دلم براش تنگ شده میخوام ببینمش ولی...ولی اون اصلا نیومد ازم عذرخواهی کنه...خیلی عوض شده...دیگه نمیخواد منو ببینه.. یاااا سوجین به خودت بیا اون باید بیاد دنبالت نه تو
مینهو اومد داخل اتاق و درو بست
مینهو:بگو ببینم خوشگلم چیکار میکنه؟
+خوبم
مینهو:چی؟
+میگم خوبم
مینهو اول با تعجب بعد بهم خندید
+به چی میخندی؟
مینهو:تو...تو..فک کردی..تورو میگم؟
+پس کی جز من اینجاست؟
مینهو:پس این کوچولو چیه اینجا؟
دستشو گذاشت رو شکمم
در باز شد مینهو زود دستشو از رو شکمم برداشت به در نگاه کردم....جیمین؟
_هه خوبه...ادامه بدین...اگه من نبودم چیکارا میکردین
از رو تخت بلند شدم جلدش وایستادم و با اخم گفتم
+فوضولیش به تو نیومده
_یعنی چی به من نیومده؟من پدر این بچم بهت نزدیک نمیشم اون پدر بچه نیس انقدر بهت نزدیکه...از کجا معلوم
+خفشووووو....خفشو....تو چطور جرعت میکنی اینطوری حرف بزنی؟
چیزی نگفت میخواست بره ولی با حرف من مثل جت برگشت
تهیونگ اومده بود اتاق وقتی دید جیمین میخواد بیاد پیشم گرفتتش
+چرا خودتو نمیگی؟از کجا معلوم تو جز من کس دیگه ای هم دار
_تو...تو باید باهام بیای
+من با تو جایی نمیام
_گفتم میای یعنی میایییی
@جیمین بیای بریم پایین...
مینهو:جیمین داری زیاده روی میکنی سوجین همچین آدمی نیس؟
_عه راست میگی؟تو چجور آدمی هستی؟تو کسی هستی که به زنای متاهل انگشت نما میکنی؟
مینهو:من چندبار بهت گفتم الانم میگم من بل سوجین فقط دوستیم(خیالتون راحت شد؟)
_هر چی هستی به درک...ولی نباید به زن من دست بزنی فهمیدی چیگفتم؟؟؟؟؟
دیگه نتونستیم بقیه حرفشو بفهمیم چون تهیونگ جیمینو پایین برد
مینهو:سوجین اگه باعث ناراحتیت شدم معذرت میخوام
+نه من ناراحت نشدم...فقط جیمین خیلی فرق کرده زود اعصبانی میشه نمیدونم دلیلش این بوده که مارو اونطوری دیده یا چی
مینهو:زیاد بهش فکر نکن تو باید فعلا استراحت کنی با این وضعت زیاد خوب نیس که اینطوری باشی..باشه؟
+اوهوم سعیمو میکنم
از اتاق رفت بیرون منم سعی کردم به چیزی فکر نکنم و چند ساعتی بخوابم...‌
(نظرتون چیع فلش بک بزارم برای چند دیقه پیش که جیمین چجوری اومد خونه جانگ کوک اینا و چرا فکر میکنن حالش بده؟)
دیدگاه ها (۹)

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

پارت ۴۹

My Arirang Part ۲۱جونکوک: خدای من نمی‌دونم تو چی فکر کردی ،،...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 14#لینو #فیکشنلونا گوشی را محکم در ...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

پارت ۸ کلا پارت ها شماره هاش اشتباه شده ببخشید

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط