قانون اول 🔪 p16
دلم براتون سوخت گذاشتم
۲ روز بعد
ویوا.ت
از خواب پاشدم به خاطر زنگ تلفن تخ*می
کی ساعت ۵ صبح زنگ میزنه چیییییییییی این چیکاره من داره صدام رو صاف کردم و جواب دادم
ا.ت:بله(سرد)
جیمین:سلام ا.ت
ا.ت:سلام چیه زنگ زدی؟(سرد)
جیمین:دلتم بخواد زنگ زدم بگم که امروز دانشگاه داری درسته؟
ا.ت:ربطی ب ت داره ؟(سرد)
جیمین: به من خب اره چون نمیدونم ول کن میخواستم بگم میخوای برسونمت؟
ا.ت:نه(سرد)
جیمین:چرا؟
ا.ت:چون نمیخوام بایی(سرد)
قطع کرد
ویوا.ت
رفتم یه حموم و بعد لباس پوشیدم و میخوام برم یه آرایشگاه موهام رو کوتاه کنم ولی متاسفانه دفعه قبل تر زد تو موهام پس خودم کوتاه کردم
بعد اومدم و یه لباس خوشگل پوشیدم و راه افتادم دوباره بائو بعضی از اون عوضی هارو تحمل کنم
تو راه داشتم میرفتم که هانسو رو دیدم رفتم پیشش و بقیه راه رو ماهم میرفتیم خونه من از دانشگاه خیلی دور بود باید ۴۰ دقیقه راه میرفتی تا برسی پس مجبور بودم زود برم باهم داشتیم میرفتیم که از بخت بدم جین رو دیدم داشت خرید میکرد سریع سرم و خم کردم و در رفتم
هانسو:ا.ت چرا موهات رو کوتاه کردی؟
ا.ت:موهای بلند اذیتم میکنه
هانسو:اوممم دیگه کوتاه نکن
ا.ت:اوهوم باش
با هم رفتین و رسیدیم
وارد شدیم داشتم میرفتم که هانسو دستم رو گرفت و گفت
هانسو:میخوام تو مسابقه بکس شکستت بدم
ا.ت:باشع
بعد هردو خندیدیم و رفتیم ت کلاس از قبل کلاسبندی کرده بودن رفتم داخل و با هانسو تو یه میز نشستیم و از شانس بدم با
۲ روز بعد
ویوا.ت
از خواب پاشدم به خاطر زنگ تلفن تخ*می
کی ساعت ۵ صبح زنگ میزنه چیییییییییی این چیکاره من داره صدام رو صاف کردم و جواب دادم
ا.ت:بله(سرد)
جیمین:سلام ا.ت
ا.ت:سلام چیه زنگ زدی؟(سرد)
جیمین:دلتم بخواد زنگ زدم بگم که امروز دانشگاه داری درسته؟
ا.ت:ربطی ب ت داره ؟(سرد)
جیمین: به من خب اره چون نمیدونم ول کن میخواستم بگم میخوای برسونمت؟
ا.ت:نه(سرد)
جیمین:چرا؟
ا.ت:چون نمیخوام بایی(سرد)
قطع کرد
ویوا.ت
رفتم یه حموم و بعد لباس پوشیدم و میخوام برم یه آرایشگاه موهام رو کوتاه کنم ولی متاسفانه دفعه قبل تر زد تو موهام پس خودم کوتاه کردم
بعد اومدم و یه لباس خوشگل پوشیدم و راه افتادم دوباره بائو بعضی از اون عوضی هارو تحمل کنم
تو راه داشتم میرفتم که هانسو رو دیدم رفتم پیشش و بقیه راه رو ماهم میرفتیم خونه من از دانشگاه خیلی دور بود باید ۴۰ دقیقه راه میرفتی تا برسی پس مجبور بودم زود برم باهم داشتیم میرفتیم که از بخت بدم جین رو دیدم داشت خرید میکرد سریع سرم و خم کردم و در رفتم
هانسو:ا.ت چرا موهات رو کوتاه کردی؟
ا.ت:موهای بلند اذیتم میکنه
هانسو:اوممم دیگه کوتاه نکن
ا.ت:اوهوم باش
با هم رفتین و رسیدیم
وارد شدیم داشتم میرفتم که هانسو دستم رو گرفت و گفت
هانسو:میخوام تو مسابقه بکس شکستت بدم
ا.ت:باشع
بعد هردو خندیدیم و رفتیم ت کلاس از قبل کلاسبندی کرده بودن رفتم داخل و با هانسو تو یه میز نشستیم و از شانس بدم با
- ۲۵.۲k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط