یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باورمیکنی

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باورمیکنی
یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی

یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت
یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر میکنی

ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد
با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی

گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو
گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی

ساعتی پیشم نشین ، من خسته_ام از زندگی
خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی
دیدگاه ها (۱)

ای که می خواهم تو را از هر نگاری بیشتربی قرار اَت می شوم در ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟘Que sera sera𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡طبقه دو...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۰ (از زبان راوی )چند ساعتی ب...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط