پارت۱۱

نهسلام بچه ها خوبین اومدیم با پارت ۱۱ از رمان زندگی تاریک منو تو نورانی کردی میدونم اسمش طولانیه اما اشکال ندارد
داخل پارت۱۰از قدرت های سانگی و تیام گفتیم ...امروز می‌خوایم در مورد رمان کمی صحبت کنیم آخه دیدن خیلی در مورد خود رمان نگفتم پس این یعنی پارت۱۱در مورد خود رمانه و نه داستان حتما دارید میگید آخه سانگی ما که داریم رمان رو میخونیم پس می‌دونیم .
اما نه من می‌خوام در مورد اینکه چرا این رمان رو نوشتم آیت شخسیت ها واقعی هست داستان چه ژانری داره توضیح بدم
شاید هم نتونم داخل ۱پارت بگم و و داخل چند پارت این توضیحات رو تموم کردم
خوب بریم سراغ توضیحات
اول از شخصیت کوک شروع میکنیم همتون میدونین که کوک همون (زندگی)همه جناب جون جونگکوک می‌باشد .و دیگه لازم به توضیح نیست که پسری .جیگر . ناز . پسری اوووووف. جذاب . خوش تیپ و خلاصه از این چیزا راجب زندگیش کوک خانواده رو یک گروه مافیایی کمیکشه [راوی . مگه کشکی دوغیه . راوی۲. اره آدم‌کشتن به همین سادگیه .راوی. مگه منو تو یک نفر نیستیم چرا رادیم این جوری حرف میزنیم.راوی۲. نمد ]
خلاصه کوک یک عالمه دردسر می‌کشه تا یارو رو پیدا کنه و بکشه و موفق هم میشه

میریم سراغ آوا راستیاتش آوا دوست خودمه و این رومان شخسیت اصلیش که آوا هست دوست اسکل منه {سانگی . اوا به جان جدم کامنت بنویسی میام مدرسه پدرتو در میارم حالا از من گفتن بود😤} بچه ها ببخشید این جوری گفتم آخه آوا پدرمو درآورده

میریم سراغ هلنا بله هانا هم یک آدم واقعیه و دختر عمه منه که خیلی ناز .کیوت .مثل کره ای ها هست تعریف ازش نمیکنما اما خودایی خوشگله چرا من خوشگل نیستم یعنی خدا به من قد داده نه قیافه هی حال اشکال نداره باید بگم که هانا عینکیه و مثل برف سفیده و چشمای قهوه‌ای داره و قدش هم تو داستان هم تو واقعیت کوتاه هست

خانم سونگی ایشون هم در دنیای واقعی وجود دارد و باید بگویم کهههه دختر عمو کوچیکه منه و خیلی خوشگله و عینکیه اگه کامنت های زیر رمان هارو خونده باشین داخل یکی از قسمت ها در مورد سونگی با یکی از فالور ها حرف زدم


خوب این پارت هم تموم شد بقیه توضیییحات برای پارت های بعدی
خدا حافظ

لایک یادتون نره

اگه سوال داشتین تو کامنت ها بهم بگید تا کامنت رو دیدم جواب میدم عشق منین
بای بای❤️
دیدگاه ها (۰)

این کاور تکپارتی جیمینه اگه درخواست در باره ی تکپارتی جونگ ک...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

پارت ۴۵

می‌خوام یه سوال ازتون بپرسم𝕿𝖍𝖊 𝕹𝖊𝖛𝖊𝖗𝖊𝖓𝖉𝖎𝖓𝖌 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞کی فکرشو میک...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

« معرفی نامه » نام به انگلیسی : « 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »نام رمان :...

پارت۴۶

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط