(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ¹⁴

محض رضای خدا فاک نیاز نبود انقد جذاب باشههه رد نگاهشو دنبال کردم که دیدم با مقدار کمی تعجب و اخم بهم زل زده
جیمین : وقتی از خواب بیدار میشی کمی طول میکشه تا هوشیار شی مگه نه شکلاتی؟
-اوه اره چطور مگه
جیمین : برو تو امگا تا کسی ندیدتت و یه نگاهی به لباسات بنداز
با لحن کمی خشن شده گفت سریعا خودمو عقب کشیدم و وارد خونه شد
نگاهمو به لباسام دادم که ای کاش نمیدادم.. نیم تنه ی شل و ول سفیدی تنم بود که همونم یه بندش
روی بازوم افتاده بود و شلوار پاندایی گشاد مشکی سفیدی و موهام که بهم ریخته دورم پخش بود چرا نمیمیرم راحت شم؟
اگه فک میکنید سرعت گلوله خیلی زیاده باید بگم که خودمو که از ترس اخم جیمین و خجالت ازش دوییدم سمت اتاقم که
حتما جیمین هم متوجه شد که من میتونم حتی از گلوله ام سریع تر باشم وقتی لباسمو عوض کردم و اومدم بیرون
دیدم بدون توجه به اطراف فقط توی گوشیشو نگاه میکنه و درگیر کاریه هنوزم ازش درحد مرگ خجالت میکشیدم
بهرحال سعی کردم اعلام وجود کنم
-اهم اهم.. خب من آمادم ببخشید دیر شد و ببخشید بابت صبح
جیمین : ایرادی نداره پیش میاد بریم؟
-حتما
و باهم از خونه بیرون رفتیم که با موتور اسپرت مشکی گنده ای دم در مواجه شدم
-با موتور اومدی؟
جیمین : دوستش نداری؟ ماشینم دارم ولی بیشتر وقتا با موتور راحت ترم
-نه نه اصلا منم دوست دارم موتور رو
سوار شد و منم پشت سرش سوار شدم دو دل بودم که کمرشو بگیرم یانه که انگار ذهنمو خونده باشه گفت: بهتره کمرمو بگیری اینطوری میفتی
دستامو اروم دور کمرش حلقه کردم و بهش نزدیک تر شدم .. لعنتی بازم میتونستم اون رایحه مست کنندشو حس کنم و با وجود داروهای سرکوبگر این زیادی خاص بود وقتی راه افتاد بینیمو نزدیک گردنش بردمو و بوی شراب و برفی که کمرنگ تر بودو توی ریه هام کشیدم عطرتنش دلیل ارامشم میشد
درگیر گرمای تنش و عطرش بودم که صدای بمش به گوشم
رسید : دوست داری کجا بریم شکلاتی ؟
-هممم ساندویچی
صدای خنده ی نرمش اومد و پشت بندش با خنده گفت : واقعا؟ اگه این چیزیه که میخوای باشه من شکایتی ندارم یه ساندویچی میشناسم که کنارشم یه پارکه و میتونیم
توی پارک بشینیم و ساندویچ بخوریم نظرت چیه؟
-عالی تر از این نمیشه
دیدگاه ها (۰)

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو میکا_____صدای شلی...

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

چند پارتی (درخواستی)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟖 بعد از چند دقیقه‌ پریدم توی حیاط، از جا ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط