{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفر بر طبل جنگ کوبید و خنجری وقف چکمه‌لیسان کرد

کفر بر طبل جنگ کوبید و خنجری وقف چکمه‌لیسان کرد
صد و هفتاد وپنج دریا را لاجرم طعمه‌ بیابان کرد

جنگ از آغوش مادران وطن، شور شیدایی و جنون آموخت
گرچه افتاده بود مشکل‌ها، هر چه را بود عشق آسان کرد

بیست و نه سال داغ در به دری، آه شاید که نامه‌ای، خبری
بیست و نه سال انتظار و سکوت خانه را همچو بیت‌الاحزان کرد

مثل یک‌بمب منفجر می‌شد خبری در رسانه‌های جهان
"صد و هفتاد و پنج‌بار امروز قلب یک رودخانه طغیان کرد"

خبری پخش شد دهان به دهان، کمر روزنامه‌ها تا خورد
تیتر روزنامه‌های دنیا را خبری تلخ تیرباران کرد

صد و هفتاد و پنج دریا را می‌شود دست‌بسته پنهان کرد
صدوهفتاد و پنج مادر را می‌شود سال‌ها پریشان کرد

می‌شود سال‌ها بدون هوا زندگی‌ کرد در دل یک‌رود
می‌شود دست بسته جنگید و می‌شود دست بسته طوفان کرد

سنگری ساختند در گودال زیر امواج نیلی مجنون
آخرین اشک آخرین غواص، قلب نیزار را مسلمان کرد

مجری بیست و سی! تصور کن، خبری را که خوانده‌ای با بغض
ما به رزمنده‌ها بدهکاریم کاش می‌شد نمرد و جبران کرد

دسته دسته کبوتر آوردند با پر و بال بسته آوردند
باز شد راه اشک و می‌رفتند، عشق بارید و راه‌بندان کرد
دیدگاه ها (۳)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

داستان عاشقانه جدید

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وپنجم | پدرصدای قدم‌ها از بیرون نزدیک‌تر...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

سعید جلیلی: پیروزی در میدان جنگ، آغاز یک میدان بزرگ‌تر است🔹پ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

پارت نهم | حقیقتات پرونده را روی میز گذاشت.دست‌هایش می‌لرزید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط