جزیره عشق (۳)🏝💕

ات: چیه ؟😳
هوپی: نمیدونی این دو تا جزیره با هم مشکل دارن؟😳
ته: داش مشکل داشتن. قضیه مال ۱۰۰ سال قبله به ما چه😑
یونگی: ما که ارتباطی نداریم با ♡ پس مشکل داریم😑
ته: چه ربطی داره؟😑
یونگی: ربط داره😑
ته: الان من با مغازه دار بازار ارتباطی ندارم ینی باهاش مشکل دارم؟😑
یونگی: فرق داره
ته: فرق نداره
یونگی: میگم فرق داره
ته: رو حرف داداش بزرگتر حرف نزن
یونگی: اصن چیشده پشت ♡ دراومدی؟😑
ته: به تو چه😑
ات: بستههههههههههههههههه سرسام گرفتم😑(داد)
همه ساکت شدن و بهم نگا میکردن.
ات: میشه یکی بگه چی شده؟
نامی: حدود صد سال پیش جد ما و جد تو عاشق شاهزاده جزیره ♧ میشن ، هردو امتحانای زیادی جلوی شاه دادن و هر دو خاستگاری کردن ولی شاهزاده جد تو رو انتخاب میکنه.
ات: خب.....
جیمین: خب به جمالت😐😂 هیچی دیگه هر دو شاه میشن و چون رقیب عشقی بودن باهم جنگ داشتن.....
ات: چرا من نمیدونستم؟😳
کوک: لابد به سنی نرسیدی که بهت بگن😂😂
ات: بچه من ازت بزرگترما😑
کوک: مگه میدونی چندسالمه؟😳
ات: وقتی بیدار نشده بودم یکم هوشیار بودم و تو داشتی با داداشت حرف میزدی شنیدم.😎😂
همه:😂😂😂😂
ات: بگذریم. ربطی نداره😐 اتفاقا بچه بودم با خانوادم اومدیم اینجا برای تفریح. اگه جنگ داشتن که نمیتونستیم بیایم. خوب یادمه اتفاقا باباتون برای من یه اتاق پر عروسک اماده کرده بود. یکیتون هم باهام خیلی بازی میکرد. یادش بخیر🥹
همه:😳😳😳😳
ته: تو........تو..........تو......همون ات چهارساله ای 😳🥹
ات: ت.......ته........تهیونگ؟😳🥹
کوک: آخی فیلم هندی😐😂
همه:😂😂😂😂
ات: عجب😐😂😂
کوک: من نی نی بودم😁
ات: نینی🥹😂
همه:😂😂
هوپی: الان شما خیلی صمیمین؟🤨
هردو سرمونو انداختیم پایین
ته: نه بابا قضیه مال ده دوازده سال پیشه ولی همچین غریبه هم نیستیم خب😅
تایید کردم.
جین: ینی عاشق اینم که اصل مطلبو ول کردین چسبیدین به گذشته از ده سال پیش تا صد سال پیش😑

● شرایط: ۸۰ فالوور، ۱۵ لایک، ۱۵ کامنت 💞

آرمیا خوشحال میشم حمایت کنین💜
ممنون میشم منو به دوستاتون معرفی کنید💚
خوشحال میشم لایک کنین❤️
فالو = فالو 💛
معرفی = معرفی🩵


#آرمی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#تهیونگ
#فیک_تهیونگ
#سناریو
#سناریو_بی_تی_اس
#BTS
دیدگاه ها (۳۸)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

وقتی تولدت بودو..

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط