{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Our_life_again

#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_⁴³

-اینجا چیکار میکنی؟
سرم رو از روی پاهام که توی شکمم جمعشون کرده بودم برداشتم و بی حال بالا بردم...
این لعنتی.....
ردیاب روم وصل کرده؟
-چیکار میکنی تو سرمایی که سَر سگ بزنی بیرون نمیره*؟
میخواستم بگم به تو چه....
ولی لبام از هم جدا نمیشد....
دوباره سرم رو روی زانو هام گذاشتم....
کنارم زانو زد و دستمو گرفت...
-پاشو ببرمت خونه....داری یخ میزنی...دستات سرده‌....
بزور لبامو از هم جدا کردم....
+دستام همیشه سرده.....
-خیلیه خب پاشو....
+ولم کن نمیفهمی!؟
-چی؟
+برو! ولم کن! سمتم نیا!(ما آرزومونه از این پسر امضا بگیریم بعد حالا اینو نگا🗿ملت چقدر بی لیاقت شدنا)
-پاشو حالت خوب نیست ممکنه دوباره از هوش بری!
+پس بزار به درد خودم بمیرم بزار بمیرم و خودمو از این هچل نجات بدم....من چه بمیرم چه نمیرم تو زندگی تو هیچ تغییری ایجاد نمیکنه!
-تو کل زندگی منی! وجود نداشتنت باعث زیر و رو شدن زندگیم میشه!
+چ....چی...چی گفتی؟
-باید بریم خونه....بلند شو....
دستمو کشید و بلندم کرد.....
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

پارت ۳

استی: جونگین، چیکار میکنی!🦊: رفتم سونا ㅎㅎㅎاستی: بین ناز بودن...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

P19فردا دامیان:انا پاشو انیا پاشو انیا انیا انیا پاشو دیگه ب...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط