{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏ما خونه مامان بزرگمون یه تلویزیون داشتیم مثل کمد بود یعن

‏ما خونه مامان بزرگمون یه تلویزیون داشتیم مثل کمد بود یعنی وقتی خاموشش میکردن درشم می‌بستن که خراب نشه:)))
بعد مثلا هرکی ازینا داشت خییییلی یعنی باکلاس بودا
توش انقدر میتیکومان نگاه کردم که گمونم یه روز اون دنیا حاکم بزرگ میاد بر ضدم شهادت میده 😂

#نوستالژی
دیدگاه ها (۵)

برادر ناتنی

میدونی ...؟این مشاور خانواده تو تلویزیون اون دفعه میگفت که ت...

عشق سخت پارت ۲۶

رمان شعله های عشق (پارت 3)

#پارت8 #اولین سفر تنهاییپسره: میشه منم به اسم صدا...

پارت:۱۹

زمان ما همه چیز فرق میکرد؛یادمه بچه بودیم سرِظهر که از مدرسه...

دختر قشنگم ___پارت ۴

#DARK_LIKE_BLACKpart 7مارنی : بچه ها بیدار شید داره دیرمون م...

⛓🖇my dady🖇⛓ p.9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط