{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخ که چه قد خوشم اوومد!!!:)

آخ که چه قد خوشم اوومد!!!:)
یه جوانی بود که چهل شب و روز برای حاجتش بخدا التماس کرد و روز آخر دید یه شخص بی ادب و بد دهن با بی ادبی تمام اومد مسجد و یه بچه فلجم کنارش داشت . رو بخدا کرد و باپر رویی تمام گفت زود باش شفای بچه رو بده برم!
در عرض چند دقیقه بچه فلج پاشد و راه رفت و اون آقائه هم هم برگشت و رفت .

جوان خیلی تعجب کرد و رو به خدا کرد و گفت : اینجوریه خدااا؟؟؟من دیگه به در خونه تو نمیام!
من چهل شبه دارم ناله و التماس میکنم و محلم نمیزاری ...من باتو قهرم خدا...
بعد با گریه پاشد و رفت خونه شون . نصف شب در خونه رو زدند . اومدن دم در دید یکی از دوستان باخدا و مومنشه..گفت خدا سلام رسوند ، گفت ما مهمونی رو که دوست داشته باشیم بیشتر تو خونمون نگهش میداریم تا از درخونه ما زود نره چون مادوسش داریم و هرکی رو بخوایم زود از خونه ما بره زود حاجتش رو میدیم تا بره.. .خدا بنده ای رو که زیاد التماس کنه و دعا کنه خیلی خیلی دوست داره ...پس نا امید نشو بزار بحساب اینکه خدا صداتو ، دعا کردنت رو و التماس کردن به درگاهش رو دوست داره و بدون وقتی دیر حاجتت رو میده یه هدیه بزرگ هم برای دیر جواب دادنش برات نگه داشته ...قسم میخورم حرف حق رو میگم . از خودم نیست
دیدگاه ها (۷)

ارزش حکومت در ذیقار اردو زده بودیم . منتظر بودیم نیروها جمع...

چه کنیم که دعایمان به استجابت نزدیک تر باشد؟ ______________...

منزل تویی , نور دل غافل تویی , جان مرا قابل تویی بشنو سلام ج...

سناریو درخواستی

بچه ها این یه پیامی که توی ناشناس بهم دادن و میدونم که حرف ا...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!تام از خونه رفت بیرون و ب...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

#اصفهان #مشهد#امام رضابیاد همه رفتگان و اسیران خاک که سر ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط