{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم خونه خاله م گودزیلاشون تلفن رو برداشته

زنگ زدم خونه خاله م گودزیلاشون تلفن رو برداشته

میگم مامان خونه س؟ میگه آله داله گریه میتونه

میگم بابات کجاست؟میگه لفته کلانتلی

میگم داداشت کجاست؟ میگه لفته بیمالستان

میگم چرا؟
میگه : اخه من گم شدم!!!
میگم کجایی مگه؟ میگه ژیر تخت!!
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴ (سرنوشت)

فیک تهیونگ

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

تک پارتی

سناریو از ایران و اسرائیل و آمریکا

عشقی حقیقی

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط