بی نهایت

P⁴⁰

وارد مطب دکترش شدیم که گفتن بیرون بمونم . بعد چند دقیقه که جیا رو بردن سمت یه بخش دیگه دکتر صدام کرد . وارد شدم و تعظیم کوتاهی کردم و نشستم .
دکتر : خیلی عذر میخواهم ولی بچه .. باید سقط شه !
ا.ت : بله ؟ متوجه میشوید چی میگید ؟
دکتر : بله .. بدن ایشون درحال حاظر توانایی نگهداری بچه رو نداره ‌. اگر نگه داره اتفاق خوبی نمی‌افته ! بهتره چند سال دیگه بچه دار بشن !
ا.ت : اما ...
دکتر : خانم مین .. خودتون من رو بهتر میشناسید . آدمی نیستم که به شما دروغ بگم یا در حقتون کمکاری کنم ! این به نفعه مادره .. اگر بیشتر از این وابسته ی کودک بشه .. خیلی بد میشه . احتمال داره موقع به دنیا آوردن .. خب چطور بگم .. یا مادر .. یا فرزند بمیره !
از جام بلند شدم و چند قدمی سمت در رفتم ولی وایستادم و برگشتم سمتش .
ا.ت : ممنونم دکتر پارک .
تعظیمی کردم و بیرون رفتم ..

سلامی دوباره خدمت جوجوهای نازم🎀🐥🎀 .. حالتون خوبه ؟ بابت تاخیر معذرت .. یه کوچولو مریض شدم نتونستم بزارم و از اونطرف هم امتحانات و ...💔🐥💔
بگذریم.. 🐥🔪
امشب یدونه پارت دیگه میزارم . ولی فردا سه چهارتا میزارم !
دوستون دارم . مراقب خودتون و خوبی هاتون باشید.. شبتون بخیر 🌷🐥🌷
دیدگاه ها (۰)

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

همسر غیره منتظره

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

مافیای من

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط