برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم پاشو ببین چه ب

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم پاشو ببین چه برفی اومده!
برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش،
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی را درست یادم نیست درمیان افکار یخ زده بودم،
برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پاهایم،
برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد...

صادق هدایت
دیدگاه ها (۳)

Twenty

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

پارت اول: «ملکه‌ی قمارخانه‌های زیرزمینی»ساعت از دوازده شب گذ...

پارت سوم..... :)

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...پاشو ببین چه بر...

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدرم دوست داشتم پاشو ببین چه برف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط