{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عروسک قشنگ من فال می فروشه

عروسک قشنگ من فال می فروشه
پیرهن پاره پاره ی خاکی می پوشه
شبا روی چندتا تیکه کارتن می خوابه
یه دختره ده ساله ی خونه بدوشه

واستاده پشت چراغ قرمز میدون
می لرزه تو غروب برفی زمستون

عروسک من دستاتو ها کن
دنیا بی رحمه سقفی پیدا کن
ننه سرما با هیچ کسی شوخی نداره
تا بجنبی یه آدم برفی جات می ذاره

عروسک قشنگ من تو جاش خوابیده
یه لحاف سفید برفی روش کشیده
لبخند تلخی یخ زده گوشه لب هاش
کی می دونه، کی می دونه چه خوابی دیده

جاش خالیه پشت چراغ قرمز ِ میدون
هیچ ** اونو یادش نمیاد تو خیابون

عروسک من چشماشو بسته
برف سنگین رو موهاش نشسته
برگه های فالش هنوز تو دستش مونده
ننه سرما قصه رو به آخر رسونده.
دیدگاه ها (۳)

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

اولین تکپارتی که دوپارتی شد ؟✨

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁶ویو میکا_____جیمین گوش...

ریاکشن

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط