{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعِر شُدَم...

شاعِر شُدَم...
که وَقتی...
با موی پَریشان...
در آغوشَم پَرسه میزَنی...
شعرِ مَردان غریبه را...
زیرِ گوشَت زِمزمه نَکُنم...❤ ️

#علی_سلطانی
دیدگاه ها (۳)

افتاده در چشم تو صاف

وقتی لب تو خنده زد

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

حماسی

جاده بی راهه

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط