{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیسوکمند

گیسوکمند
part:17
شش ماه بعد ★*★
-تمرکز کن فقط و فقط ب کیسه و ضربعه بزن افریین خوبه همینطوری ادامه بدع
درحالی که نفرتمو توس مشتام میریختم ب کیسه بکس بزرگ جلوم فرود میاوردم تو این ۶ماه کارم شدع بود تمرین و سختی کشیدن واقعن دیگ بعضی اوقات انقدر تمرینات برام سخت میشد گریم میگرف اما باید احال ای لئون میگرفم ولی باید الان خنسرد میبودم تا موقعیت برسه
عرقای سرد از کمر لختم غلت میخورد و میوفتاد زمین دیگه خیس عرق بودم
-بسه کمند داری هروز پیشرفت میکنی افرین ادامه بدع اما یادت باشه هیچ وقت ب چشمای طرف مقابل تمرکز نکنی فقط انتقام و نفرتتو میاری رو صورتش
ک با لگد پرشی ک ب کیسه زدم موضوع رو کات کردم و بسمت طبقه بالا رفتم تا حد سگ واس بغل مامانم له له میزنم دیر نیس مامانم تو منو فراموش نکن میام تا کارم با لئون بیشرف پول دوص تموم نشدع نمیام
بسمت اتاقم رفتم کلمه "اتاقم "هه اتاقی ک هرشب مهمون گریه هام بوده مهمون دردو دلام بودع تموم حرص و نفرتی ک بهم یاد داد
کاملن ی ورزشکار کامل شدع بودم از نظر لئون اما حالا حالاها کار داریم
ی دوش سرسری گرفم و ست ورزشی سیاهمو پوشیدم با نایک های سفیدم و بسمت گوشیم رفتم
تو فکر بود ک ی چیزی تو گوشم ترکید ی لحضه ماتم برد و ب گشتم قیافه خندان ارادو دیدم و مص دیوونه ها رو صورتش جیغ کشیدم واقعن حالمو بد گرف عوضی کارش اذیت کردن من بود فق -میکووودشمت
پاشدم ی فن زدم ک اقتاد زمین اما در حالی ک از درد بخودش میپیچید میخندیدو میگف تاریخی شد دیدنی بود ...ای خدا با لگد زدم تو کمرش و داد زدم :گمشووو بیرون اراد بلند شو تا خفت نکردم واقعن عصبیم کردع بود
من از این شوخیا خوشم نمیاد
ک بزور بلند شدو گف ؛دوصت دارم کمند جذاب منی بوس
صورتم از نفرت و چندش جمع شدو گفتم :حالمو بهم نزن خودشیفته هررری و هلش دادم بیرون و درو قفل کردم
و داد زدم :دفعه بعد مص گوسفند سرتو پایین ننداز و اینجارو با طویله خودت اشتباه نگیر ک حالتو میگیرم
-حالم کوکه نمیتونی خرابش کنی بیخیال بحص بسمت تخت رفتم و دراز کشیدم واقعن خسته بود اموزش اسلحه. و تمرین با دانیال مربعیه شخصیم ت مبارزع کردن و اوووف ک خوابم برد
بادادو بیداد های لئون بیدار شدم سرم درد میکرد فک کنم بخاطر اینکه موهام خیس بود اونجوری خابیدم اوووف ولش
بسمت در قدم برداشتم نمیدونم چرا خونرو گذاشته روسرش
-یعنی چی این امکان ندارع ؟؟لعنتییی نباید همچین اتفاقی میوفتاد چطور اون ادمو احمق همچین حماقتی کردع ب چ جرعتی علیسانو دزدیه /
یعنی چی علیسانو دزدین برای چی ؟
-لعنتتییی همتون احمقید مفت خوراااو بعد صدا شکسته،شدن گوشیو عربدع لئون از زهر ترک شدنم ب عقب متمایل شدم
ن باید باهاش حرف بزنم بسمت اتاقش رفتم و درو زدم -برید گم شید+منم -کمند؟
دیدگاه ها (۱)

KIM V

گیسوکمند #part;23 انگار جواب سوالش یادش رف و بسمت من امدو زی...

رمان گیسو کمند #part:16اما همشون عز شانس خُبَم ایفون بودن ال...

کمند #گیسوکمند #‌part:20عصبی بود اما سعی میکرد مهارش کنه بسم...

#گیسو_کمندPart:51با سر ب معنای مسئله ای نیست عقب رفتن وتک خن...

part:8گیسو کمند خیلی سعی داشتم ی خونه یا حتی ی ادم و موجود پ...

گیسوکمند #part:27شب شده بودو ک صدا ی ماشین امد کنجکاو بسمت ب...

گیسوکمند #part:28نفسم بالا نمیومد این چی بود بدون وایسادن به...

گیسو کمند #رمان بوسع part;9بلاخره رضایت دادم برگردم اروم باش...

'کامنت #گیسو_کمند Part؛۵۰ بازم بنظرم بلند بودن من مو بلند دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط