طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟
پــــــارتـــــ23

وارد اتاقک کوچیک عکس شدیم.

پرده رو کشیدیم.

فضاش انقدر کوچیک بود که شونه‌هامون تقریباً به هم می‌خورد.

با خنده گفتم:

ـ اینجا خیلی کوچیکه.

تهیونگ گفت:

ـ واسه همینه عکساش قشنگ میشه.

روی صفحه نوشت:

۳... ۲... ۱...

فلش زد.

من هنوز آماده نبودم.

عکس اول...

قیافه‌م کاملاً شوکه شده بود.

تهیونگ همون لحظه زد زیر خنده.

ـ اینو باید قاب بگیری!

ـ اصلاً!

دوباره شمارش شروع شد.

ـ این دفعه آماده باش.

سرمو تکون دادم.

فلش دوم...

این بار هر دومون لبخند زدیم.

فلش سوم...

تهیونگ یهو بدون اینکه چیزی بگه، پشت گوشم علامت خرگوش درست کرد.

وقتی عکس گرفته شد، تازه فهمیدم.

ـ کیم تهیونگ!

اون از خنده دولا شده بود.

ـ ببخشید... نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

ـ عکسو خراب کردی!

ـ برعکس، بهترینش شد.

آخرین شمارش شروع شد.

ـ سه...

ـ دو...

ـ یک...

همزمان هر دومون مستقیم به دوربین نگاه کردیم و که تهیونگ قلقلکم داد

چند ثانیه بعد نوار عکس از دستگاه بیرون اومد.

با ذوق گرفتمش.

چهار تا عکس پشت سر هم...

اولی قیافه‌ی شوکه‌ی من.

دومی یه لبخند آروم.

سومی شیطنت تهیونگ.

و آخری...

یه خنده‌ی واقعی از هر دومون.

با لبخند گفتم:

ـ فکر کنم حق با تو بود.

ـ درباره‌ی چی؟

ـ اینکه عکسای این دستگاه قشنگ میشن.

تهیونگ نوار عکس رو نگاه کرد و آروم گفت:

ـ اینو خوب نگه دار...

ـ چرا؟

ـ چون اولین عکس دونفره‌ی همکاریمونه.

بی‌اختیار لبخند زدم.

نوار عکس رو گذاشتم داخل کیفم.

ـ خیالت راحت...

ـ گمش نمی‌کنم.
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی تهیونگ

پارت ۳۴ من و جین‌وو توی آشپزخونه مشغول درست کردن شام بودیم.ـ...

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

چندپارتی جونگ کوک

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

ادامه ی پارت ۱۹۸

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۲| یه عکس که قرار...

چندپارتی یونگی

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ² 🖤ساعت ۹ صبح | خانه‌ی تهیونگ و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط