وقتی توی مهمونی پریود میشی...[p1]
#استری_کیدز #هان #هیونجین #فلیکس #لینو #مینهو #چانگبین #بنگچان #جونگین #سونگمین #سناریو #فیکشن
نویسنده: @hayon2000
چان : رفتی توی سرویس بهداشتی که متوجه شدی پریود شدی به کیفت نگاهی انداختی اما پد توش نبود...به چان پیام دادی و گفتی بره برات پد بخره...چان هم خیلی زود رفت برات خرید و اومد
لینو : شلوارت رنگش روشن بود...ایستاده بودی و فقط لینو پشت سرت بود که متوجه لک روی شلوارت شد بهت نزدیک شد و از پشت بغلت کرد و رو به جمع گفت ببخشید چند لحضه باید بریم اتاق طبقه بالا ( توی طبقه بالا سرویس بهداشتی هم بود ) و همونطور که توی بغلش بودی عقب عقب رفتین سمت راه پله و توهم که از هیچی خبر نداشتی تعجب کرده بودی
چانگبین : توی تمام طول مهمونی همش حواسش به تو بود و تورو توی بغلش گرفته بود
_حالت خوبه؟درد نداری؟
+خوبم...ولی عشقم نیاز نیست انقد بهم بچسبی از مهمونی لذت ببر
هیونجین : متوجه شلوارت شد...اومد پشت سرت ایستاد و در همین حین که بلوزش رو دور کمرت میبست در گوشت آروم گفت حالت خوبه؟درد نداری؟پد همراهت هست؟
هان : مهمونی نسبتا شلوغ بود و جیسونگ حواسش پرت شده بود و متوجه تو نشده بود رفتی توی سرویس و از اونجایی که میدونستی نزدیک پریودته پد توی کیفت بود پد رو گذاشتی و اومدی بیرون...حالت خوب نبود و ساکت بودی و همش چشمات رو محکم روی هم فشار میدادی که هان دید حالت خوب نیس
_خوبی؟
+اوم خوبم
_ولی چهرت این رو نمیگه...بلند شو بریم خونه
فلیکس : تو مهمونی گرم صحبت شده بود که آروم بهش گفتی میری سرویس بهداشتی سری به عنوان تایید تکون داد و رفتی به سمت سرویس بهداشتی و موارد لازم رو انجام دادی دستاتو شستی و آروم اهی زیر لب از درد زیر شکمت بیرون دادی معمولا روزای اول پریودیت درد شدیدی داشتی بره همین دستتو رو شکمت گذاشتی و چشماتو بستی تا یخورده دردت بهتر شه مسکناتو نیاورده بودی همینطور که چشمات بسته بود احساس کردی دستی دور شکمت حلقه شده
_چاگیا...حالت خوبه؟ نکنه...خیلی درد داری؟
آروم سری به عنوان تایید تکون دادی و خودتو تو بغلش انداختی همینطور که موهاتو نوازش میکرد گفت
_ بیا بریم خونه و دستتو گرفت و از مهمونی خارج شدین
نویسنده: @hayon2000
چان : رفتی توی سرویس بهداشتی که متوجه شدی پریود شدی به کیفت نگاهی انداختی اما پد توش نبود...به چان پیام دادی و گفتی بره برات پد بخره...چان هم خیلی زود رفت برات خرید و اومد
لینو : شلوارت رنگش روشن بود...ایستاده بودی و فقط لینو پشت سرت بود که متوجه لک روی شلوارت شد بهت نزدیک شد و از پشت بغلت کرد و رو به جمع گفت ببخشید چند لحضه باید بریم اتاق طبقه بالا ( توی طبقه بالا سرویس بهداشتی هم بود ) و همونطور که توی بغلش بودی عقب عقب رفتین سمت راه پله و توهم که از هیچی خبر نداشتی تعجب کرده بودی
چانگبین : توی تمام طول مهمونی همش حواسش به تو بود و تورو توی بغلش گرفته بود
_حالت خوبه؟درد نداری؟
+خوبم...ولی عشقم نیاز نیست انقد بهم بچسبی از مهمونی لذت ببر
هیونجین : متوجه شلوارت شد...اومد پشت سرت ایستاد و در همین حین که بلوزش رو دور کمرت میبست در گوشت آروم گفت حالت خوبه؟درد نداری؟پد همراهت هست؟
هان : مهمونی نسبتا شلوغ بود و جیسونگ حواسش پرت شده بود و متوجه تو نشده بود رفتی توی سرویس و از اونجایی که میدونستی نزدیک پریودته پد توی کیفت بود پد رو گذاشتی و اومدی بیرون...حالت خوب نبود و ساکت بودی و همش چشمات رو محکم روی هم فشار میدادی که هان دید حالت خوب نیس
_خوبی؟
+اوم خوبم
_ولی چهرت این رو نمیگه...بلند شو بریم خونه
فلیکس : تو مهمونی گرم صحبت شده بود که آروم بهش گفتی میری سرویس بهداشتی سری به عنوان تایید تکون داد و رفتی به سمت سرویس بهداشتی و موارد لازم رو انجام دادی دستاتو شستی و آروم اهی زیر لب از درد زیر شکمت بیرون دادی معمولا روزای اول پریودیت درد شدیدی داشتی بره همین دستتو رو شکمت گذاشتی و چشماتو بستی تا یخورده دردت بهتر شه مسکناتو نیاورده بودی همینطور که چشمات بسته بود احساس کردی دستی دور شکمت حلقه شده
_چاگیا...حالت خوبه؟ نکنه...خیلی درد داری؟
آروم سری به عنوان تایید تکون دادی و خودتو تو بغلش انداختی همینطور که موهاتو نوازش میکرد گفت
_ بیا بریم خونه و دستتو گرفت و از مهمونی خارج شدین
- ۲۱۴.۵k
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط