رمان

part ²
زنگ خونه ساعت ۵ و ۴۵ دقیقه نکته= (برادر نیونگ هم همونجا درس می خواند کلاس ۱۲ هست )
نانا = نیونگ نیونگ
نیونگ= بله چی شده ؟
نانا = راستی به یونجون هم خبر بده که شب بیاد کراشش هم هست ( با صدای آروم )
نیونگ = وای امشب چی بشه
نیونگ و یونجون با بادیگارد ها سوار ماشین شدن و به خونه رسیدن
وقتی به خونه رسیدن دیدین تا خانواده ی عموش اونجا هستن
نیونگ = سلام خوبید ؟
خانواده ی عموش= ممنون عزیزم
مادر نیونگ = نیونگ تازه قرار شب همگی بریم بیرون
یونجون= نه مامان من و نیونگ ساعت ۸ باید بریم خونه ی نانا مهمونی گرفته
مادر نیونگ = آها خب باشه
ویو ی نیونگ
از پله ها بالا رفتم و رفتم توی اتاقم و رفتم یک دوش گرفتم وقتی که اومدم بیرون دیدم تهونگ ( پسر عمویش) داخل اتاقمه نکته = تهیونگ نیونگ رو دوست داره )
نیونگ = هی اینجا چی کار می کنی ؟
تهیونگ = اومدم که بهت سلام کنم ( با خنده ) معلومه اومدم چی کار کنم به نظر تو وقتی تو از حمام اومدی و فقط حوله تنته چی کار می کنند
نیونگ= هوی هول من مثل دخترایی که کرــی شون نیستم بزارم احترامت رو نگه داشته باشم
تهیونگ از اتاق بیرون رفت و نیونگ آماده شد برای دیدن استایلش برو به عکس بعدی
دیدگاه ها (۲)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

به زیباییه مشکی

معرفی چندپارتی : وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر#پا...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

اورلورا

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط