{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهت قول نمیدم که

بهت قول نمیدم که
دیگه دلم نخواد باهات باشم.
بهت قول نمیدم ”ماه“ که بیرون
میزنه دلتنگت نشم؛ عکساتو نبینم،
به صدات گوش ندم، گریه نکنم.
بهت قول نمیدم بعد تو جاهایی که
میرفتیم و با کس دیگه ای نرم ؛
که وقتی رو دیوار بام آرژانتین،
دست تو دست کس دیگه ای
نشستم و از ته دل بهش میگم
دوستت دارم، گرمای دستای تورو
حس نکنم.
من هیچ قولی بهت نمیدم.
ولی یه روزی فراموشت می‌کنم.
اینو بهت قول می‌دم.
دیدگاه ها (۱)

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

پارت ۳

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۸ویو راوی نورا دیگ...

پارت ۱۶ — حرفی که بالاخره گفته شدعصر آرامی بود. نیلسو و جونگ...

شخصیت های ات آن تایتان به عنوان برادر

دید پنهان انفجار اشکار

#عشق در نگاه او part 6در که باز شد دوتا مرد هیکلی وارد شدن ب...

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط