Part:10

Part:10
ا/ت:کارت تموم شد
لیلی:اره
ا/ت:خوب بریم
لیلی :وایسا
ا/ت:چیشده
لیلی:چی میخواست بشه
ا/ت:چی
لیلی:چشمم روشن خودت لباس به این بازی پوشیدی بعد نذاشتی من اون لباس صورتیه رو بپوشم (همون لباس بازه که ا/ت خوشش نیومد)
ا/ت:هههههههه (مثلا خندید)
لیلی:نخند
ا/ت:باشه
لیلی:چرا نذاشتی
ا/ت:چون تو هنوز بچه ایی
لیلی:چه ربطی داره
ا/ت:خیلی هم داره
لیلی:ا/ت(با عصبانیت)
ا/ت:باشه حالا میتونیم بریم
لیلی:باشه(با هم بیرون رفتن) ولی آرزو میکنم یه عالمه آدم بیرون نباشه چون از مهمونی های بزرگ زیاد خوشم نمیاد
ا/ت:چرا........... (حرفش با دیدن جمعیت بیرون قطع شد)
ا/ت:انگار نه انگار که ما فقط دوسه ساعت داخل بودیم
لیلی:مثل همیشه در عرض 2 ساعت کل اینجا پر میشه ول کن بیا بریم پایین راستی باید قوانینی رو رعایت کنی چون خانواده ما خیلی رو قوانین حساس هستن.
ا/ت:باشه میشنوم
لیلی:باشه ولی بهتره بریم جای خلوت تر
ا/ت:باشه
بلاخره از اون جمعیت خارج شدیم و وارد حیاط پشتی شدیم.
ا/ت:اوففف خسته شدم
لیلی:چقدر غر میزنی
ا/ت:چی؟ من غر میزنم
لیلی:نه پس من غر میزنم
ا/ت:وا
لیلی:خب ول کن مهم نیست
ا/ت:چی!
لیلی:
1.زیاد صحبت نمیکنی مخصوصاً موقعه ی غذا.
2.با صدای بلند صحبت نکن.
3.تویه جمع با گوشی صحبت نکن.
4.رو حرف بزرگ تر ها حرف نمیزنی مخصوصاً رو حرف داداشم هرچی بزرگتر ها گفتن میگی چشم.
5.سعی کن زیاد تو چشم نباشی.
ا/ت:...........



ادامه دارد...........


5تا لایک
5تا کامنت
حمایت یادتون نره.
دیدگاه ها (۷)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو مایکی پارت ۲

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سناریو کازتورا پارت۱

سناریو سو پارت دوم

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو میتسویا پارت ۳

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط