نداشتم . کشان کشان آوردمش بیرون و به سمت ماشین بردم .وقتی

نداشتم . کشان کشان آوردمش بیرون و به سمت ماشین بردم .وقتی به نزدیکی ماشین رسیدیم، کم کم داشت به خودش میومد و با من من گفت:ـ سمیرا… تو هم فرزادو دیدی؟ دیدی داشتن می شستنش؟… دیدی چه زود مرد؟ قیافشو دیدی چه زشت شده بود؟ حتما از بسکه منو اذیت کرده بود خدا اینطوریش کرده مگه نه؟؟؟با

پیشنهاد ما
رمان سیاهکار | nafas کاربر انجمن نودهشتیا
رمان ناجی پتروس | حبیب.آ کاربر انجمن نودهشتیا
بغض، خیره خیره به من نگاه می کرد و حرفهاش بدون مکث از دهانش خارج می شد .دیگر نتوانستم جلوی خود را بگیرم گریه کنان گفتم:ـ دایی جون فرزاد نمرده، اونی که مرده یکی دیگس… تو اشتباه دیدیش، بیا بریم خونه مامانی نگرانت شده، بیا… داره همه جا رو دنبالت میگردهمطیعانه به دنبال من سوار ماشین شد و در تمام مسیر هیچ نگفت. فقط به روبه رو خیره شده بود . برای اینکه ارومتر بشم، سعی کردم ذهنمو با ترانه ی کلاسیکی که داشت پخش میشد، مشغول کنم، و صحنه های وحشتناک امروز رو از یاد ببرمفصل دومـ ای خدا….چرا بچه ی من؟ چرا بین این همه ادم بچه ی من باید به این حال و روز بیفته؟ چرا باید این قدر طالعش شوم باشه؟ الهی این فرزاد گور به گور شده همین بلایی که سر پسر من اوردی سر پسر خودت بیادمامان بزرگ پشت سر همنفرین میکرد و تو سر و سینه ی خودش میکوبید. دایی وحید رو به طبقه ی بالا برده بودم و بعد از ارامبخشی که بهش داده بودم، خوابیده بود . مامان بزرگ ازم پرسید:ـ بالاست؟چی کار میکنه؟ـ بله بالاست، بهش ارامبخش دادم الان خوابیده مامان بزرگ ـ قربونت بشم مادر چرا این قرصا رو به خورد بچم میدی؟ سر و تنش یه عیبی برمیداره خدایی نکرده مریض میشه…. لابد خیلی راه رفته خسته شده بچم…. فقط نمی دونم چرا قبلش هیچی نگفت و رفت….خیلی تو خودش بود ….اینبار اگه خواست بره در رو روش قفل می کنم



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%b5%d9%84-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

*سلام به دوستای عزیزم ✨این یک ترسیمی از مسیر معمولِ رسیدن به...

ات تمام مسیر رو ساکت بود.بالاخره ماشین جلوی یه خونه قدیمی مت...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وپنجم 𓆪 🖤🥀همه برای چند ثانیه ساکت ماند...

ادامه ی پارت ۱۹۵

چند پارتی بازیچه

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_62فصل بیست‌وهشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط