صبر می کنم تا روزها و هفته های گمشده ام را از این ستاره ه

صبر می کنم تا روزها و هفته های گمشده ام را از این ستاره ها پس بگیرم. مدت ها منتظر چنین فرصتی بودم اما تا تو بیشتر از هفتاد سال نوری فاصله داشتم. حالا نفس به نفس حضورت را کنار خودم حس می کنم. هفت قدم به سمت تو بر می دارم و تو باز هم بی قرار حضور منی. لبخند می زنی و لبخند هایت یکی از عجایب هفتگانه است. من چه بیهوده بهانه می گرفتم. حالا تا می توانی موعظه ام کن. من که محو تماشای تو اینجا نشسته ام و حیرانم از اینکه این هفته ها را دور از تو چطور گذرانده ام. شاید اگر هفت شبانه روز هم از تو بگویم باز هم یک دنیا حرف برای گفتن است که ناگفته مانده. یک، دو، سه... اگر تا هفت بشمری عاشق می شوی. نترس. این ابتدای ویرانی است. هفت شبانه روز است که در کوچه، باد می آید...
#رادیوهفت
دیدگاه ها (۱)

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

پارت ۱۹ — سال‌ها بعد 💍🌸چند سال از روز فارغ‌التحصیلی گذشته بو...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

چندپارتی نامجون

پارت ۱۴

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

سرنوشت(ویو شوگا)وقتی گفت «باشه»، یه لبخند روی لبم نشست.دلم م...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط