{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید که می‌تابد، آرام‌تر می‌شوم،

خورشید که می‌تابد، آرام‌تر می‌شوم،
انگار جوانه‌ی تازه‌ای در دلم می‌روید و ستاره‌های امیدم پر نورتر می‌شوند،
انگار که آسمان با هر طلوع، هزار بار متولد می‌شود و کسی به هزاران زبان کشف نشده گوشزد می‌کند که "شب ماندگار نیست".

خورشید که می‌تابد، نهال سبزی میان باورم می‌کارم و به خودم یادآور می‌شوم که همیشه خورشیدی ورای هر تاریکی، برای طلوعی غافلگیرانه در کمین نشسته.
همیشه خورشیدی‌ هست که مشتاق است برای طلوع کردن و همیشه نوری هست تشنه‌‌ برای تابیدن.

خورشید که می‌تابد، دوباره سبز می‌شوم، چونان بهار که با شکفتن اولین گل خاطره‌ی هزار هزار زمستان را با اشتیاق به زمین می‌ریزد، چونان نوزاد که با تولد، خاطره‌ی تاریک زهدان مادر را...

که شاید لازم است قدری در سیاهی و تاریکی سر کنی تا به نور و به آفتاب برسی.

.
.
.
#اینجا_گیلان_است #گیلان_را_باید_گشت #گیلان #گیلانگردی #گیلان_را_باید_دید #ایرانگردی #ایرانگردی_مجازی #گیلانگردی_مجازی #طبیعتگردی_مجازی #طبیعت_گیلان #شمالگردی #اینجا_ایران_است #ایران #شمال #رشت #طبیعت #گیلانگردی_گشت_رودخان #گیلانگردی_فومن #فومن #گشت_رودخان
دیدگاه ها (۱)

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

پارت ۲۰: طلوع دوباره (پایان)تهیونگ با احتیاط، جوری که انگار ...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۸ آن‌ها از دروازه‌ی...

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

از دشمنان تا عاشقان

یک سال با اژدها

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

تک‌پارتییی جدید از جیهوپییی؟؟دانشگاه همیشه بوی کاغذهای کهنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط