یک شب دلش شکست

یک شب دلش شکست
به زینب گلایه کرد

فردا هنوز سَر نزده،
انتخاب شد ...!



#حاج_قاسم
#مکتب_حاج_قاسم
#حاج_قاسم_سلیمانی
#قاسم_سلیمانی
#سردار_دلها
#سرباز_ولایت
دیدگاه ها (۱)

#تپش.قلب.منPart 9فردا صبح تهیونگ از خواب بیدار شد و دید ات ه...

موسیقی

𝖕𝖆𝖗𝖙8جیمین او را در راهروی پشتی گیر آورد. همان راهرویی که او...

آوای شب پارت ۳۱ویو نویسنده (انیا روش پشت دامیان بود)انیا تا ...

خب خب دوستانامروز براتون سه تا پارت دادم البته امشباینکه می‌...

فردا فردا کردن

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱۰ تهیونگ هنگام رفتن برگشت.«نامیرا.»«هو...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهلم 𓆪 🖤🥀آژیر همچنان در ساختمان می‌پیچید.چرا...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط