{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
گاهی دلتنگی،
آدمو به کوچه و خیابانهایی میکشد
راه می‌افتی و ساعتی بعد نمی‌دانی کجایی!
از کدام سو آمدی و کجا می‌روی؟
لحظه ای میایستی،
عده ای می آیند
عده ای دیگر می‌روند
ولی تو همچنان میانه راه ایستاده ای
نگاه‌های متحیر رهگذران، تو را به حرکت وا می‌دارند
راه می‌افتی،
بی هدف و غمگین!
گاهی قدم زدن،
غم انگیزتر از گریه کردن است...

#دلنوشته_زبردست
#گل
#ایران_زیبا
#عصر_زمستانی در کوچه پس کوچه های "اقدسیه" منطقه ۳ تهران(امروز ۱۴۰۳/۱۰/۳)
#دلتنگی #آدم #کوچه #خیابان #راه #لحظه #میانه #نگاه #نگاهها #متحیر #رهگذران #حرکت #بی_هدف #غمگین #قدم #غم_انگیز #گریه #محله #اقدسیه #تهران #زمستان #دی #دیماهی
#flowers
#flower
#tehran_iran
دیدگاه ها (۰)

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

مینی فیک

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p84چند لحظه بعد، صدای برخورد دو شمشیر تو...

جنگل نفرین شده پارت ۵

پارت پنجاه‌ودوم | «بهش دست نزن»جئون جونگ‌کوکمردی که لارا رو ...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط