پارت ¹⁷🫀🫧

پارت ¹⁷🫀🫧
راوی :
جین : واقعا الان من دارم بابای یکی دیگه میشم ؟
ات : آره حالا به وجد اومدی . پس برای من و بقیه به جز ته بستنی بخر ولب برا من سوپر
جین : چیز دیگه ای ویار نکردی ؟ کمت نباشه
ات : اولن خجالت بکش دوما خودت گفتی اگه به وجد اومدی هر چی بگم ؟
ته : اینو راست میگه ولی ات دلت میاد برای من نخره (خیلی کیوت )
ات : عه اونجوری نگاه نکن که آدم نتونه بگه نه باشه حالا بجای سوپر برای من یه عادی هم به من و تهیونگ و همه
جین : آخ بابا شدم دیگه باشه
نکته : جینا از خستگی خوابش برده .
همشون آماده شدن رفتن که جین براشون بستنی خرید و خوردن که ات به ته گفت
ات: تهیونگ شی فردا بیکاری دیگه یکشنبه ست
ته : خوب آره
ات : یه پیش نهاد بدم .
ته : بگو
ات : میگم به مامان و بابات بگیم همه دسته جمعی بریم پیک نیک .
ته : آره خوش میگذره بنظر منم خوبه بریم کرم بریزیم ؟
ات : نه الان پیشنهاد بدیم که فردا بهشون کرم بریزیم .
ته . چه فک بکری . بابایی!
نامجون: بعله
ته : بابا ات میگه فردا که تعطیلیم بریم پیک نیک این نظر من هم هست به جینا هم خوش میگذره .
نامجون: آره جینا دوست داره پس بریم .
ات : این قضیه ی جینا چیه .
ته: ات بابام نفسش جینا یعنی جینا هر چی بگه حرف حرف اونه بگیم جینا هم دوست داره محاله مخالف باشه .چون بعد خواهرم بابام همه چیزش جینا هست . البته جینا هم خیلی بابام رو دوست داره ها.
ات : آره راست میگی .ته به یچیز دقت کردی .
ته : چی ؟
ات : من کتاب های زیاد ازدواج اجباری خوندم ولی منو تو متفاوتیم من از تو بدم نمیاد تو هم از من بدت نمیاد . یه جور دوست رو میمونیم .
ته : ولی من تو رو دوستم نمیدونم . چون من از تو خوشم نمیاد .
ات : یعنی الان تو داری به زور منو تحمل میکنی ؟
ته : نه چون من تو رو دوست دارم و تو همسر منی نه دوستم . من تو رو دوست دارم .
ات : من هنوز نفهمیدم چی؟
ته : من تو رو به عنوان همسرم و همه کسم دوست دارم

به نظر شما واکنش ات چیه ؟
چرا ته یهو گفت دوسش داره ؟
دیدگاه ها (۱۱)

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

سناریو #BTS وقتی سر اعضا با خواهرشون دعوا میکنی نامی: عشقم ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۳ پارتچند دقیقه از رفت...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

#میکاپ_آرتیست_من

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط